reprehension

[ایالات متحده]/ˌrɛprɪˈhɛnʃən/
[بریتانیا]/ˌrɛprɪˈhɛnʃən/

ترجمه

n. عمل توبیخ یا ابراز نارضایتی؛ ابراز سرزنش یا نارضایتی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

public reprehension

بازدارندگی عمومی

harsh reprehension

بازدارندگی شدید

moral reprehension

بازدارندگی اخلاقی

legal reprehension

بازدارندگی قانونی

constructive reprehension

بازدارندگی سازنده

express reprehension

بازدارندگی آشکار

social reprehension

بازدارندگی اجتماعی

implied reprehension

بازدارندگی ضمنی

veiled reprehension

بازدارندگی پوشیده

general reprehension

بازدارندگی عمومی

جملات نمونه

his actions drew severe reprehension from the community.

اقدامات او باعث سرزنش شدید از سوی جامعه شد.

she faced reprehension for her careless mistakes at work.

او به دلیل اشتباهات بی‌احتیاطی‌اش در محل کار با سرزنش مواجه شد.

there was a sense of reprehension in the air after the incident.

پس از حادثه، حسی از سرزنش در هوا وجود داشت.

the teacher expressed her reprehension towards the students' behavior.

معلم رفتار دانش‌آموزان را با سرزنش مواجه کرد.

public reprehension can lead to changes in policies.

سرزنش عمومی می‌تواند منجر به تغییر در سیاست‌ها شود.

his reprehension of the poor treatment was noted by everyone.

نحوه سرزنش او از رفتار ضعیف توسط همه افراد مورد توجه قرار گرفت.

they received reprehension for their lack of transparency.

آنها به دلیل فقدان شفافیت مورد سرزنش قرار گرفتند.

reprehension from peers can impact a person's self-esteem.

سرزنش از سوی همسالان می‌تواند بر عزت نفس یک فرد تأثیر بگذارد.

his reprehension was justified given the circumstances.

با توجه به شرایط، سرزنش او توجیه پذیر بود.

reprehension should be constructive, not just critical.

سرزنش باید سازنده باشد، نه فقط انتقادی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید