repressible

[ایالات متحده]/rɪˈprɛsəbl/
[بریتانیا]/rɪˈprɛsəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل کنترل یا سرکوب شده

عبارات و ترکیب‌ها

repressible emotions

احساسات سرکوب‌شده

repressible urges

تمایلات سرکوب‌شده

repressible feelings

احساسات سرکوب‌شده

repressible thoughts

افکار سرکوب‌شده

repressible desires

خواسته های سرکوب‌شده

repressible instincts

غریزه های سرکوب‌شده

repressible reactions

واکنش های سرکوب‌شده

repressible laughter

خنده سرکوب‌شده

repressible anger

خشم سرکوب‌شده

repressible creativity

خلاقیت سرکوب‌شده

جملات نمونه

his emotions were almost repressible during the speech.

احساسات او تقریباً قابل سرکوب در طول سخنرانی بودند.

the repressible anger in her voice was evident.

خشم قابل سرکوب در صدای او آشکار بود.

they tried to repressible their laughter in the serious meeting.

آنها سعی کردند خنده خود را در جلسه جدی سرکوب کنند.

repressible feelings can lead to emotional outbursts.

احساسات قابل سرکوب می توانند منجر به فوران عاطفی شوند.

his repressible thoughts kept him awake at night.

افکار قابل سرکوب او را تا دیروقت بیدار نگه داشتند.

it’s not healthy to keep repressible emotions inside.

نگه داشتن احساسات قابل سرکوب در درون سالم نیست.

she found it hard to repressible her excitement.

او سرکوب هیجان خود را دشوار یافت.

repressible desires can create internal conflict.

تمایلات قابل سرکوب می توانند باعث ایجاد درگیری درونی شوند.

he has a repressible urge to express himself artistically.

او میل سرکوب ناپذیری برای بیان هنری خود دارد.

repressible emotions can manifest in physical symptoms.

احساسات قابل سرکوب می توانند به صورت علائم فیزیکی ظاهر شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید