reprised

[ایالات متحده]/rɪˈpraɪzd/
[بریتانیا]/rɪˈpraɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته reprise

عبارات و ترکیب‌ها

reprised role

نقش تکراری

reprised performance

اجای تکراری

reprised character

شخصیت تکراری

reprised scene

صحنه تکراری

reprised song

آهنگ تکراری

reprised moment

لحظه تکراری

reprised lines

خطوط تکراری

reprised version

نسخه تکراری

reprised act

عمل تکراری

reprised theme

موضوع تکراری

جملات نمونه

the actor reprised his role in the sequel.

بازیگر نقش خود را در قسمت بعدی تکرار کرد.

she reprised her famous song at the concert.

او ترانه معروف خود را در کنسرت دوباره اجرا کرد.

he reprised his duties after returning from vacation.

او پس از بازگشت از تعطیلات وظایف خود را از سر گرفت.

the director decided to have the lead actor reprised.

کارگردان تصمیم گرفت نقش اصلی را دوباره بازی کند.

in the new series, the character was reprised by a different actor.

در مجموعه جدید، این شخصیت توسط یک بازیگر دیگر دوباره بازی شد.

she reprised her role in the annual play.

او نقش خود را در نمایش سالانه دوباره بازی کرد.

the team reprised their championship performance.

تیم عملکرد قهرمانی خود را دوباره تکرار کرد.

he reprised his famous speech during the event.

او سخنرانی معروف خود را در طول رویداد دوباره اجرا کرد.

the musician reprised the melody from his earlier album.

موسیقی‌دان ملودی را از آلبوم قبلی خود دوباره اجرا کرد.

the show reprised its best episodes for the anniversary.

برنامه بهترین قسمت‌های خود را برای سالگردی دوباره پخش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید