reprocessed

[ایالات متحده]/ˌriːˈprɒsɛst/
[بریتانیا]/ˌriːˈprɑːsɛst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دوباره پردازش شده

عبارات و ترکیب‌ها

reprocessed materials

مواد بازفرآوری شده

reprocessed waste

ضایعات بازفرآوری شده

reprocessed products

محصولات بازفرآوری شده

reprocessed water

آب بازفرآوری شده

reprocessed plastics

پلاستیک‌های بازفرآوری شده

reprocessed fuel

سوخت بازفرآوری شده

reprocessed chemicals

مواد شیمیایی بازفرآوری شده

reprocessed glass

شیشه بازفرآوری شده

reprocessed electronics

وسایل الکترونیکی بازفرآوری شده

جملات نمونه

the plastic was reprocessed into new products.

پلاستیک به محصولات جدید بازفرآوری شد.

reprocessed materials can reduce waste significantly.

مواد بازفرآوری شده می‌توانند میزان ضایعات را به طور قابل توجهی کاهش دهند.

they reprocessed the data to improve accuracy.

آنها داده‌ها را برای بهبود دقت بازفرآوری کردند.

the factory specializes in reprocessed textiles.

کارخانه در زمینه بازفرآوری منسوجات تخصص دارد.

reprocessed food can be safe to eat.

غذاهای بازفرآوری شده می‌توانند برای خوردن بی‌خطر باشند.

we need to focus on reprocessed resources for sustainability.

ما باید بر استفاده مجدد از منابع برای پایداری تمرکز کنیم.

the company reprocessed old electronics for reuse.

شرکت وسایل الکترونیکی قدیمی را برای استفاده مجدد بازفرآوری کرد.

reprocessed chemicals are often more environmentally friendly.

مواد شیمیایی بازفرآوری شده اغلب سازگارتر با محیط زیست هستند.

they reprocessed the film for better quality.

آنها فیلم را برای کیفیت بهتر بازفرآوری کردند.

reprocessed waste can be converted into energy.

ضایعات بازفرآوری شده را می‌توان به انرژی تبدیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید