repudiator

[ایالات متحده]/rɪˈpjuːdɪeɪtə/
[بریتانیا]/rɪˈpjuːdiˌeɪtər/

ترجمه

n. کسی که رد می‌کند یا انکار می‌کند؛ کسی که بدهی را رد می‌کند؛ کسی که به دنبال طلاق است؛ منتقد

عبارات و ترکیب‌ها

repudiator of truth

رد کننده حقیقت

repudiator of claims

رد کننده ادعاها

repudiator of ideas

رد کننده ایده‌ها

repudiator of facts

رد کننده حقایق

repudiator of agreements

رد کننده توافقات

repudiator of responsibility

رد کننده مسئولیت

repudiator of evidence

رد کننده مدارک

repudiator of authority

رد کننده اقتدار

repudiator of norms

رد کننده هنجارها

repudiator of tradition

رد کننده سنت

جملات نمونه

the repudiator of the agreement faced legal consequences.

ردخوران توافق با عواقب قانونی روبرو شدند.

she was labeled a repudiator after rejecting the terms.

او پس از رد شرایط، به عنوان ردخور معرفی شد.

the repudiator's actions caused a rift in the team.

اقدامات ردخور باعث ایجاد اختلاف در تیم شد.

being a repudiator can damage one's reputation.

ردخور بودن می تواند به شهرت یک فرد آسیب برساند.

he was seen as a repudiator by his colleagues.

همکاران او را به عنوان ردخور می دیدند.

the repudiator failed to provide a valid reason for his actions.

ردخور نتوانست دلیل موجهی برای اقدامات خود ارائه دهد.

her role as a repudiator was unexpected in the negotiation.

نقش او به عنوان ردخور در مذاکرات غیرمنتظره بود.

as a repudiator, he lost the trust of many.

به عنوان ردخور، او اعتماد بسیاری را از دست داد.

the repudiator's statement shocked everyone at the meeting.

اظهارات ردخور همه را در جلسه شوکه کرد.

in legal terms, a repudiator can be held liable for damages.

از نظر قانونی، می توان ردخور را مسئول خسارت دانست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید