repulses

[ایالات متحده]/rɪˈpʌlsɪz/
[بریتانیا]/rɪˈpʌlsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باز می‌گرداند یا دفع می‌کند؛ رد می‌کند یا نادرست می‌سازد؛ رد می‌کند یا امتناع می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

repulses me

من را دفع می‌کند

repulses others

دیگران را دفع می‌کند

repulses greatly

به شدت دفع می‌کند

repulses completely

به طور کامل دفع می‌کند

repulses deeply

به طور عمیق دفع می‌کند

repulses me instantly

من را به سرعت دفع می‌کند

repulses the crowd

جمعیت را دفع می‌کند

repulses with force

با زور دفع می‌کند

repulses the audience

تماشاگران را دفع می‌کند

repulses at times

گاهی اوقات دفع می‌کند

جملات نمونه

the smell of rotten food repulses me.

بوی غذای فاسد مرا متنفر می‌کند.

his rude behavior repulses everyone around him.

رفتار بی‌ادبانه او همه اطرافیان را متنفر می‌کند.

the thought of betrayal repulses her.

فکر خیانت او را متنفر می‌کند.

violence in movies often repulses viewers.

خشونت در فیلم‌ها اغلب بینندگان را متنفر می‌کند.

the idea of eating insects repulses many people.

ایده خوردن حشرات بسیاری از مردم را متنفر می‌کند.

his constant complaining repulses his friends.

شکایت‌های مداوم او دوستانش را متنفر می‌کند.

seeing cruelty to animals repulses animal lovers.

دیدن ظلم به حیوانات دوستداران حیوانات را متنفر می‌کند.

the graphic images in the documentary repulsed many viewers.

تصاویر گرافیکی در مستند بسیاری از بینندگان را متنفر کرد.

her insincerity repulses those who value honesty.

ریایی او کسانی را که صداقت را ارج می‌نهند متنفر می‌کند.

the idea of pollution in our oceans repulses environmentalists.

ایده آلودگی در اقیانوس‌های ما فعالان محیط زیست را متنفر می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید