draws

[ایالات متحده]/[drɔːz]/
[بریتانیا]/[drɔːz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای ایجاد یک تصویر یا طرح با استفاده از خطوط؛ کشیدن یا سر کشیدن چیزی؛ جذب یا تشویق علاقه یا توجه؛ دریافت امتیاز صفر در یک بازی یا مسابقه
n. تصویری یا طرحی که با استفاده از خطوط ایجاد شده است

عبارات و ترکیب‌ها

draws attention

جلب توجه

draws crowds

جذب جمعیت

draws blood

خونریزی می‌کند

draws closer

نزدیک‌تر می‌شود

draws near

نزدیک می‌شود

drawing breath

نفس کشیدن

drawing fire

جلب آتش

drawing lots

قرعه کشی

drawn game

بازی مساوی

drawing water

کشیدن آب

جملات نمونه

the artist draws inspiration from nature.

هنرمند از طبیعت الهام می‌گیرد.

he draws a detailed map of the area.

او نقشه‌ی دقیقی از منطقه ترسیم می‌کند.

the lottery draws a winning number each week.

قرعه‌کشی هر هفته یک شماره برنده انتخاب می‌کند.

she draws a crowd with her singing voice.

صدای آوازش جمعیت زیادی را به خود جذب می‌کند.

the company draws a line in the sand on this issue.

شرکت در این مورد یک خط قرمز رسم می‌کند.

he draws closer to understanding the problem.

او به درک مشکل نزدیک‌تر می‌شود.

the new policy draws criticism from many people.

سیاست جدید انتقاد بسیاری از مردم را به دنبال دارد.

the investigation draws to a close soon.

تحقیقات به زودی به پایان می‌رسد.

the comedian draws laughter from the audience.

کمدین خنده از مخاطبان می‌گیرد.

the report draws attention to the growing problem.

گزارش توجه را به مشکل رو به رشد جلب می‌کند.

the architect draws up plans for the new building.

معمار طرح‌هایی برای ساختمان جدید تهیه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید