reseating

[ایالات متحده]/ˈriːˌsiːtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈriːˌsiːtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره نشاندن (خود یا دیگران)؛ اختصاص صندلی‌های جدید؛ جابجایی (به عنوان مثال، یک شیر یا میخ) از طریق تنظیم مجدد یا تعمیر
n. عمل تنظیم یک صندلی

عبارات و ترکیب‌ها

reseating process

فرآیند تعویض صندلی

reseating procedure

روش تعویض صندلی

reseating device

دستگاه تعویض صندلی

reseating task

وظیفه تعویض صندلی

reseating action

اقدام تعویض صندلی

reseating operation

عملیات تعویض صندلی

reseating guide

راهنمای تعویض صندلی

reseating instructions

دستورالعمل‌های تعویض صندلی

reseating error

خطای تعویض صندلی

reseating method

روش تعویض صندلی

جملات نمونه

reseating the guests was necessary for better interaction.

تغییر مکان مهمانان برای تعامل بهتر ضروری بود.

the reseating process took longer than expected.

فرآیند تغییر مکان بیشتر از حد انتظار طول کشید.

we are reseating the audience to improve visibility.

ما در حال تغییر مکان مخاطبان برای بهبود دید هستیم.

reseating the players helped balance the teams.

تغییر مکان بازیکنان به متعادل کردن تیم‌ها کمک کرد.

after the break, reseating was required for the new session.

پس از استراحت، تغییر مکان برای جلسه جدید مورد نیاز بود.

they decided on reseating to accommodate more guests.

آنها تصمیم گرفتند تا بتوانند مهمانان بیشتری را در خود جای دهند، مکان ها را تغییر دهند.

the reseating arrangement was well-received by everyone.

چیدمان تغییر مکان مورد استقبال همه قرار گرفت.

reseating was essential to ensure everyone had a view.

تغییر مکان برای اطمینان از اینکه همه دید خوبی داشتند ضروری بود.

they implemented reseating to enhance the dining experience.

آنها تغییر مکان را برای ارتقای تجربه غذا خوردن اجرا کردند.

reseating the children made the classroom more organized.

تغییر مکان کودکان باعث شد کلاس درس سازمان یافته تر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید