resiliency

[ایالات متحده]/rɪˈzɪlɪənsi/
[بریتانیا]/rɪˈzɪljənsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توانایی برای بهبودی سریع از مشکلات؛ ظرفیت برای بازگشت به شکل اولیه

عبارات و ترکیب‌ها

emotional resiliency

تابعیتی عاطفی

mental resiliency

تابعیتی ذهنی

resiliency training

آموزش تاب‌آوری

resiliency skills

مهارت‌های تاب‌آوری

resiliency factors

عوامل تاب‌آوری

resiliency mindset

نگرش تاب‌آوری

physical resiliency

تابعیتی جسمانی

community resiliency

تاب‌آوری جامعه

resiliency assessment

ارزیابی تاب‌آوری

resiliency strategies

استراتژی‌های تاب‌آوری

جملات نمونه

resiliency is essential for overcoming challenges.

تاب‌آوری برای غلبه بر چالش‌ها ضروری است.

we need to build resiliency in our communities.

ما باید تاب‌آوری را در جوامع خود ایجاد کنیم.

her resiliency impressed everyone during the crisis.

تاب‌آوری او در طول بحران همه را تحت تأثیر قرار داد.

developing resiliency can lead to greater success.

توسعه تاب‌آوری می‌تواند منجر به موفقیت بیشتر شود.

resiliency helps individuals adapt to change.

تاب‌آوری به افراد کمک می‌کند تا با تغییر سازگار شوند.

organizations should foster resiliency among employees.

سازمان‌ها باید تاب‌آوری را در بین کارکنان تقویت کنند.

resiliency is a key trait in effective leaders.

تاب‌آوری یک ویژگی کلیدی در رهبران مؤثر است.

training programs can enhance resiliency skills.

برنامه‌های آموزشی می‌توانند مهارت‌های تاب‌آوری را افزایش دهند.

resiliency allows us to bounce back from failures.

تاب‌آوری به ما این امکان را می‌دهد که از شکست‌ها عبور کنیم.

children can develop resiliency through supportive environments.

کودکان می‌توانند از طریق محیط‌های حمایتی تاب‌آوری را توسعه دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید