resistantly pushing
به طور مقاومتآمیز هل دادن
resistantly holding
به طور مقاومتآمیز نگه داشتن
resistantly fighting
به طور مقاومتآمیز مبارزه کردن
resistantly standing
به طور مقاومتآمیز ایستادن
resistantly refusing
به طور مقاومتآمیز امتناع کردن
resistantly enduring
به طور مقاومتآمیز تحمل کردن
resistantly maintaining
به طور مقاومتآمیز حفظ کردن
resistantly opposing
به طور مقاومتآمیز مخالفت کردن
resistantly protecting
به طور مقاومتآمیز محافظت کردن
resistantly striving
به طور مقاومتآمیز تلاش کردن
the old fortress stood resistantly against the approaching storm.
قلعهی قدیمی به طور مقاومتآمیزی در برابر طوفان پیشرو ایستاده بود.
she argued resistantly, refusing to change her position on the matter.
او به طور مقاومتآمیزی استدلال کرد و از تغییر موضع خود در این مورد امتناع کرد.
the team played resistantly throughout the entire match, never giving up.
تیم در طول کل مسابقه به طور مقاومتآمیزی بازی کرد و هرگز تسلیم نشد.
he faced the challenge resistantly, determined to overcome every obstacle.
او با چالش به طور مقاومتآمیزی روبرو شد و مصمم به غلبه بر هر مانعی بود.
the plant thrived resistantly in the harsh desert environment.
گیاه به طور مقاومتآمیزی در محیط سخت و خشن صحرا رشد کرد.
the software operates resistantly against viruses and malware.
نرمافزار به طور مقاومتآمیزی در برابر ویروسها و بدافزارها عمل میکند.
the material was designed to withstand pressure resistantly.
مواد به گونهای طراحی شده بود که فشار را به طور مقاومتآمیزی تحمل کند.
the small business operated resistantly in a competitive market.
کسب و کار کوچک به طور مقاومتآمیزی در یک بازار رقابتی فعالیت میکرد.
the athlete trained resistantly for the upcoming marathon.
ورزشکار برای ماراتن آینده به طور مقاومتآمیزی تمرین کرد.
the government pushed forward resistantly with the new policy.
دولت با سیاست جدید به طور مقاومتآمیزی پیش رفت.
the community rallied resistantly against the proposed development.
جامعه با مقاومت در برابر توسعه پیشنهادی متحد شد.
resistantly pushing
به طور مقاومتآمیز هل دادن
resistantly holding
به طور مقاومتآمیز نگه داشتن
resistantly fighting
به طور مقاومتآمیز مبارزه کردن
resistantly standing
به طور مقاومتآمیز ایستادن
resistantly refusing
به طور مقاومتآمیز امتناع کردن
resistantly enduring
به طور مقاومتآمیز تحمل کردن
resistantly maintaining
به طور مقاومتآمیز حفظ کردن
resistantly opposing
به طور مقاومتآمیز مخالفت کردن
resistantly protecting
به طور مقاومتآمیز محافظت کردن
resistantly striving
به طور مقاومتآمیز تلاش کردن
the old fortress stood resistantly against the approaching storm.
قلعهی قدیمی به طور مقاومتآمیزی در برابر طوفان پیشرو ایستاده بود.
she argued resistantly, refusing to change her position on the matter.
او به طور مقاومتآمیزی استدلال کرد و از تغییر موضع خود در این مورد امتناع کرد.
the team played resistantly throughout the entire match, never giving up.
تیم در طول کل مسابقه به طور مقاومتآمیزی بازی کرد و هرگز تسلیم نشد.
he faced the challenge resistantly, determined to overcome every obstacle.
او با چالش به طور مقاومتآمیزی روبرو شد و مصمم به غلبه بر هر مانعی بود.
the plant thrived resistantly in the harsh desert environment.
گیاه به طور مقاومتآمیزی در محیط سخت و خشن صحرا رشد کرد.
the software operates resistantly against viruses and malware.
نرمافزار به طور مقاومتآمیزی در برابر ویروسها و بدافزارها عمل میکند.
the material was designed to withstand pressure resistantly.
مواد به گونهای طراحی شده بود که فشار را به طور مقاومتآمیزی تحمل کند.
the small business operated resistantly in a competitive market.
کسب و کار کوچک به طور مقاومتآمیزی در یک بازار رقابتی فعالیت میکرد.
the athlete trained resistantly for the upcoming marathon.
ورزشکار برای ماراتن آینده به طور مقاومتآمیزی تمرین کرد.
the government pushed forward resistantly with the new policy.
دولت با سیاست جدید به طور مقاومتآمیزی پیش رفت.
the community rallied resistantly against the proposed development.
جامعه با مقاومت در برابر توسعه پیشنهادی متحد شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید