| جمع | restudies |
restudy material
بازبینی مطالب
restudy notes
بازبینی یادداشتها
restudy concepts
بازبینی مفاهیم
restudy topics
بازبینی موضوعات
restudy lessons
بازبینی دروس
restudy exam
بازبینی امتحان
restudy guidelines
بازبینی دستورالعملها
restudy strategies
بازبینی استراتژیها
restudy theories
بازبینی نظریهها
restudy procedures
بازبینی رویهها
she decided to restudy the material before the exam.
او تصمیم گرفت قبل از امتحان مطالب را دوباره مطالعه کند.
after failing the test, he knew he had to restudy the subject.
پس از شکست در آزمون، او فهمید که باید موضوع را دوباره مطالعه کند.
they suggested that she restudy the chapters that were challenging.
آنها پیشنهاد کردند که او فصلهایی را که چالشبرانگیز بودند، دوباره مطالعه کند.
to improve her grades, she planned to restudy every week.
برای بهبود نمرات، او برنامهریزی کرد که هر هفته مطالب را دوباره مطالعه کند.
he found it helpful to restudy his notes regularly.
او متوجه شد که به طور منظم یادداشتهای خود را دوباره مطالعه کردن مفید است.
the teacher recommended that students restudy the key concepts.
معلم توصیه کرد که دانشآموزان مفاهیم کلیدی را دوباره مطالعه کنند.
restudying the previous lessons helped her grasp the new material better.
بازبینی درسهای قبلی به او کمک کرد تا مطالب جدید را بهتر درک کند.
he made a schedule to restudy each topic systematically.
او برای مطالعه مجدد هر موضوع به طور سیستماتیک یک برنامه تنظیم کرد.
restudying can often lead to better retention of information.
بازبینی مطالب اغلب میتواند منجر به حفظ بهتر اطلاعات شود.
she felt more confident after she took the time to restudy.
او بعد از اینکه زمانی را برای بازبینی صرف کرد، احساس اعتماد به نفس بیشتری کرد.
restudy material
بازبینی مطالب
restudy notes
بازبینی یادداشتها
restudy concepts
بازبینی مفاهیم
restudy topics
بازبینی موضوعات
restudy lessons
بازبینی دروس
restudy exam
بازبینی امتحان
restudy guidelines
بازبینی دستورالعملها
restudy strategies
بازبینی استراتژیها
restudy theories
بازبینی نظریهها
restudy procedures
بازبینی رویهها
she decided to restudy the material before the exam.
او تصمیم گرفت قبل از امتحان مطالب را دوباره مطالعه کند.
after failing the test, he knew he had to restudy the subject.
پس از شکست در آزمون، او فهمید که باید موضوع را دوباره مطالعه کند.
they suggested that she restudy the chapters that were challenging.
آنها پیشنهاد کردند که او فصلهایی را که چالشبرانگیز بودند، دوباره مطالعه کند.
to improve her grades, she planned to restudy every week.
برای بهبود نمرات، او برنامهریزی کرد که هر هفته مطالب را دوباره مطالعه کند.
he found it helpful to restudy his notes regularly.
او متوجه شد که به طور منظم یادداشتهای خود را دوباره مطالعه کردن مفید است.
the teacher recommended that students restudy the key concepts.
معلم توصیه کرد که دانشآموزان مفاهیم کلیدی را دوباره مطالعه کنند.
restudying the previous lessons helped her grasp the new material better.
بازبینی درسهای قبلی به او کمک کرد تا مطالب جدید را بهتر درک کند.
he made a schedule to restudy each topic systematically.
او برای مطالعه مجدد هر موضوع به طور سیستماتیک یک برنامه تنظیم کرد.
restudying can often lead to better retention of information.
بازبینی مطالب اغلب میتواند منجر به حفظ بهتر اطلاعات شود.
she felt more confident after she took the time to restudy.
او بعد از اینکه زمانی را برای بازبینی صرف کرد، احساس اعتماد به نفس بیشتری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید