relearn

[ایالات متحده]/ˌriːˈlɜːrn/
[بریتانیا]/ˌriːˈlɜrn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره چیزی را یاد گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

relearn skills

بازآموزی مهارت‌ها

relearn concepts

بازآموزی مفاهیم

relearn lessons

بازآموزی دروس

relearn techniques

بازآموزی تکنیک‌ها

relearn information

بازآموزی اطلاعات

relearn process

بازآموزی فرآیند

relearn habits

بازآموزی عادت‌ها

relearn rules

بازآموزی قوانین

relearn methods

بازآموزی روش‌ها

relearn strategies

بازآموزی استراتژی‌ها

جملات نمونه

it's important to relearn basic skills after a long break.

بازگشت و یادگیری مجدد مهارت‌های پایه پس از یک وقفه طولانی مهم است.

after the accident, he had to relearn how to walk.

پس از حادثه، او مجبور شد یاد بگیرد چگونه دوباره راه برود.

she decided to relearn the piano after years of neglect.

او تصمیم گرفت پس از سال‌ها بی‌توجهی، پیانو را دوباره یاد بگیرد.

sometimes we need to relearn things we thought we knew.

گاهی اوقات ما نیاز داریم چیزهایی را که فکر می‌کردیم می‌دانیم، دوباره یاد بگیریم.

he found it challenging to relearn the language.

او یادگیری مجدد زبان را چالش‌برانگیز یافت.

after the software update, users had to relearn the interface.

پس از به‌روزرسانی نرم‌افزار، کاربران مجبور شدند رابط کاربری را دوباره یاد بگیرند.

she took a course to relearn the fundamentals of photography.

او برای یادگیری مجدد اصول اولیه عکاسی در یک دوره ثبت نام کرد.

relearning old habits can be just as difficult as learning new ones.

یادگیری مجدد عادت‌های قدیمی می‌تواند به اندازه یادگیری عادت‌های جدید دشوار باشد.

he had to relearn how to manage his time effectively.

او مجبور شد یاد بگیرد چگونه زمان خود را به طور مؤثر مدیریت کند.

relearning the rules of the game took longer than expected.

یادگیری مجدد قوانین بازی بیشتر از حد انتظار طول کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید