resultants

[ایالات متحده]/rɪ'zʌlt(ə)nt/
[بریتانیا]/rɪ'zʌltənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ناشی از چیز دیگری; اجتناب ناپذیر

عبارات و ترکیب‌ها

resultant force

نیروی حاصل

جملات نمونه

restructuring and the resultant cost savings.

بازسازی و صرفه‌جویی در هزینه حاصل از آن

Knotless operation can reduce yarn defects and improve resultant yarn quality on a certain degree.

عملکرد بدون گره می تواند نقص الیاف را کاهش داده و کیفیت الیاف حاصل را تا حدودی بهبود بخشد.

9. The resultant ionized bond can be cleaved by a hemi-heterolysis process, affording a cation and a neutral radical.

9. پیوند یونیزه شده حاصل می‌تواند از طریق یک فرآیند همی-هترولیز شکسته شود و یک کاتیون و یک رادیکال خنثی ایجاد کند.

It has found reasonable ways brought roadbed to resultant stabilization owning to synthesize many factors such as earthiness,hydroclimate,wheather etc to find self weight and external load of roadbed.

این روش‌های معقول باعث تثبیت بستر راه با ترکیب عوامل مختلفی مانند خاکی، هیدروکلیماتیک، آب و هوا و غیره برای یافتن وزن خود و بار خارجی بستر راه شده است.

After comparison,sodium hyposulfite is the preferred absorbent,which the resultant has no influence on the environment with sodium hyposulfite over absorbed dose.

پس از مقایسه، هیدروسولفیت سدیم جاذب ترجیحی است، که نتیجه حاصل تأثیری بر محیط زیست با دوز هیدروسولفیت سدیم بیش از حد ندارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید