resuscitates

[ایالات متحده]/rɪˈsʌsɪteɪts/
[بریتانیا]/rɪˈsʌsɪteɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی یا چیزی را به حالت هوشیاری بازمی‌گرداند

عبارات و ترکیب‌ها

resuscitates hope

احیای امید

resuscitates dreams

احیای رویاها

resuscitates interest

احیای علاقه

resuscitates memories

احیای خاطرات

resuscitates spirits

احیای ارواح

resuscitates energy

احیای انرژی

resuscitates passion

احیای اشتیاق

resuscitates relationships

احیای روابط

resuscitates culture

احیای فرهنگ

resuscitates economy

احیای اقتصاد

جملات نمونه

the doctor resuscitates the patient after a cardiac arrest.

پزشک پس از ایست قلبی، بیمار را احیا می‌کند.

the lifeguard quickly resuscitates the drowning swimmer.

نجاتگر به سرعت شناگر غرق شده را احیا می‌کند.

she resuscitates the old traditions during the festival.

او در طول جشنواره، سنت‌های قدیمی را احیا می‌کند.

the team resuscitates their strategy to win the game.

تیم برای برنده شدن در بازی، استراتژی خود را احیا می‌کند.

he resuscitates his career with a new project.

او با یک پروژه جدید، شغل خود را احیا می‌کند.

the artist resuscitates the forgotten art form.

هنرمند فرم هنری فراموش شده را احیا می‌کند.

the community resuscitates the local park with new features.

جامعه با ویژگی‌های جدید، پارک محلی را احیا می‌کند.

the chef resuscitates traditional recipes for modern tastes.

سرآشپز دستورالعمل‌های سنتی را برای سلیقه‌های مدرن احیا می‌کند.

the initiative resuscitates interest in science among students.

این طرح، علاقه به علم را در بین دانش آموزان احیا می‌کند.

they resuscitate the old friendship after many years apart.

آنها پس از سال‌ها جدایی، دوستی قدیمی را احیا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید