reticulating splines
شبکه بندی خطوط
reticulating network
شبکه بندی شبکه
reticulating patterns
شبکه بندی الگوها
reticulating lines
شبکه بندی خطوط
reticulating shapes
شبکه بندی شکل ها
reticulating design
شبکه بندی طراحی
reticulating mesh
شبکه بندی توری
reticulating framework
شبکه بندی چارچوب
reticulating surface
شبکه بندی سطح
reticulating grid
شبکه بندی شبکه
the artist is reticulating patterns in her latest work.
هنرمند الگوها را در آخرین اثر خود در حال بازسازی میکند.
we observed the reticulating behavior of the snakes.
ما رفتار بازسازی شده مارها را مشاهده کردیم.
the software is reticulating data for analysis.
نرم افزار داده ها را برای تجزیه و تحلیل در حال بازسازی می کند.
reticulating veins can indicate a health issue.
رگ های بازسازی شده می توانند نشان دهنده یک مشکل سلامتی باشند.
he enjoys reticulating the designs for his projects.
او از بازسازی طرح ها برای پروژه های خود لذت می برد.
the reticulating network of roads can be confusing.
شبکه جاده های بازسازی شده می تواند گیج کننده باشد.
she is reticulating her thoughts before the presentation.
او قبل از ارائه افکار خود را در حال بازسازی می کند.
reticulating the information helped clarify the topic.
بازسازی اطلاعات به روشن شدن موضوع کمک کرد.
they are reticulating resources for the upcoming event.
آنها در حال بازسازی منابع برای رویداد آینده هستند.
reticulating the data will improve our conclusions.
بازسازی داده ها به بهبود نتیجه گیری ما کمک می کند.
reticulating splines
شبکه بندی خطوط
reticulating network
شبکه بندی شبکه
reticulating patterns
شبکه بندی الگوها
reticulating lines
شبکه بندی خطوط
reticulating shapes
شبکه بندی شکل ها
reticulating design
شبکه بندی طراحی
reticulating mesh
شبکه بندی توری
reticulating framework
شبکه بندی چارچوب
reticulating surface
شبکه بندی سطح
reticulating grid
شبکه بندی شبکه
the artist is reticulating patterns in her latest work.
هنرمند الگوها را در آخرین اثر خود در حال بازسازی میکند.
we observed the reticulating behavior of the snakes.
ما رفتار بازسازی شده مارها را مشاهده کردیم.
the software is reticulating data for analysis.
نرم افزار داده ها را برای تجزیه و تحلیل در حال بازسازی می کند.
reticulating veins can indicate a health issue.
رگ های بازسازی شده می توانند نشان دهنده یک مشکل سلامتی باشند.
he enjoys reticulating the designs for his projects.
او از بازسازی طرح ها برای پروژه های خود لذت می برد.
the reticulating network of roads can be confusing.
شبکه جاده های بازسازی شده می تواند گیج کننده باشد.
she is reticulating her thoughts before the presentation.
او قبل از ارائه افکار خود را در حال بازسازی می کند.
reticulating the information helped clarify the topic.
بازسازی اطلاعات به روشن شدن موضوع کمک کرد.
they are reticulating resources for the upcoming event.
آنها در حال بازسازی منابع برای رویداد آینده هستند.
reticulating the data will improve our conclusions.
بازسازی داده ها به بهبود نتیجه گیری ما کمک می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید