reties the knot
نود را دوباره میکند
reties his shoes
جورابهایش را دوباره میکند
reties her hair
مویش را دوباره میکند
reties the rope
ریسمان را دوباره میکند
reties the ribbon
کرکت را دوباره میکند
reties constantly
به طور مداوم دوباره میکند
reties the bow
نوار را دوباره میکند
reties every day
هر روز دوباره میکند
reties again
دوباره دوباره میکند
she reties her shoelaces every morning before running.
او هر صبح قبل از دویدن کمربند پای خود را دوباره میبندد.
the climber reties the rope after checking the knot.
کوهنورد پس از بررسی گره، ریسمان را دوباره میبندد.
he reties his necktie in a different style each day.
او هر روز کمربند گردن خود را به یک سبک متفاوت میبندد.
the mother reties her daughter's hair into neat braids.
مادر که موهای دخترش را به شکل گرههای مرتب میبندد.
the sailor reties the boat to the dock securely.
دریانورد کشتی را به پایهای امن میبندد.
she reties the gift ribbon carefully before placing it under the tree.
او قبل از قرار دادن آن زیر درخت، کمربند هدیه را با دقت دوباره میبندد.
the martial artist reties his belt after each training session.
هوايی بازیگر پس از هر جلسه تمرین کمربند خود را دوباره میبندد.
he reties the old shoelaces because they keep coming undone.
او کمربندهای قدیمی پای خود را دوباره میبندد زیرا مدام باز میشوند.
the hairdresser reties the client's hair into an elegant updo.
تکیهگر موی مشتری را به یک سبک گوشهای زیبایی میبندد.
she reties the bandage around her wrist gently.
او با دقت کمربند را حول دست خود دوباره میبندد.
the boy reties his shoes quickly before leaving for school.
پسر قبل از رفتن به مدرسه، کفشهای خود را به سرعت دوباره میبندد.
the tailor reties the knot on the traditional clothing.
خیاط گره روی لباس سنتی را دوباره میبندد.
she reties the curtains to let more light into the room.
او پردهها را دوباره میبندد تا بیشتر نور به اتاق برسد.
reties the knot
نود را دوباره میکند
reties his shoes
جورابهایش را دوباره میکند
reties her hair
مویش را دوباره میکند
reties the rope
ریسمان را دوباره میکند
reties the ribbon
کرکت را دوباره میکند
reties constantly
به طور مداوم دوباره میکند
reties the bow
نوار را دوباره میکند
reties every day
هر روز دوباره میکند
reties again
دوباره دوباره میکند
she reties her shoelaces every morning before running.
او هر صبح قبل از دویدن کمربند پای خود را دوباره میبندد.
the climber reties the rope after checking the knot.
کوهنورد پس از بررسی گره، ریسمان را دوباره میبندد.
he reties his necktie in a different style each day.
او هر روز کمربند گردن خود را به یک سبک متفاوت میبندد.
the mother reties her daughter's hair into neat braids.
مادر که موهای دخترش را به شکل گرههای مرتب میبندد.
the sailor reties the boat to the dock securely.
دریانورد کشتی را به پایهای امن میبندد.
she reties the gift ribbon carefully before placing it under the tree.
او قبل از قرار دادن آن زیر درخت، کمربند هدیه را با دقت دوباره میبندد.
the martial artist reties his belt after each training session.
هوايی بازیگر پس از هر جلسه تمرین کمربند خود را دوباره میبندد.
he reties the old shoelaces because they keep coming undone.
او کمربندهای قدیمی پای خود را دوباره میبندد زیرا مدام باز میشوند.
the hairdresser reties the client's hair into an elegant updo.
تکیهگر موی مشتری را به یک سبک گوشهای زیبایی میبندد.
she reties the bandage around her wrist gently.
او با دقت کمربند را حول دست خود دوباره میبندد.
the boy reties his shoes quickly before leaving for school.
پسر قبل از رفتن به مدرسه، کفشهای خود را به سرعت دوباره میبندد.
the tailor reties the knot on the traditional clothing.
خیاط گره روی لباس سنتی را دوباره میبندد.
she reties the curtains to let more light into the room.
او پردهها را دوباره میبندد تا بیشتر نور به اتاق برسد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید