retooled

[ایالات متحده]/riːˈtuːld/
[بریتانیا]/riˈtuld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ابزار یا ماشین آلات را جایگزین کردن؛ دوباره سازماندهی کردن یا نوآوری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

retooled strategy

استراتژی بازسازی‌شده

retooled process

فرآیند بازسازی‌شده

retooled product

محصول بازسازی‌شده

retooled approach

رویکرد بازسازی‌شده

retooled system

سیستم بازسازی‌شده

retooled model

مدل بازسازی‌شده

retooled design

طراحی بازسازی‌شده

retooled framework

چارچوب بازسازی‌شده

retooled machine

ماشین بازسازی‌شده

retooled service

خدمات بازسازی‌شده

جملات نمونه

the factory retooled its production line to increase efficiency.

کارخانه خط تولید خود را برای افزایش کارایی بازسازی کرد.

after the merger, the company retooled its marketing strategy.

پس از ادغام، شرکت استراتژی بازاریابی خود را بازسازی کرد.

they retooled the software to better meet customer needs.

آنها نرم افزار را برای پاسخگویی بهتر به نیازهای مشتریان بازسازی کردند.

the team retooled their approach to problem-solving.

تیم رویکرد خود را در حل مشکلات بازسازی کرد.

to stay competitive, the restaurant retooled its menu.

برای رقابتی ماندن، رستوران منوی خود را بازسازی کرد.

the artist retooled their techniques to explore new styles.

هنرمند تکنیک های خود را برای کشف سبک های جدید بازسازی کرد.

after feedback, the team retooled the presentation for clarity.

پس از دریافت بازخورد، تیم ارائه‌دهنده را برای وضوح بیشتر بازسازی کرد.

the manufacturer retooled the design to enhance safety features.

تولید کننده طرح را برای افزایش ویژگی های ایمنی بازسازی کرد.

the startup retooled its business model for sustainability.

شرکت نوپا مدل کسب و کار خود را برای پایداری بازسازی کرد.

to adapt to market changes, the brand retooled its image.

برای انطباق با تغییرات بازار، برند ظاهر خود را بازسازی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید