retail price
قیمت خرده فروشی
retirement plan
برنامه بازنشستگی
retail store
فروشگاه خرده فروشی
retail sales
فروش خرده فروشی
retail therapy
خرید درمانی
retail chain
زنجیره خرده فروشی
retail market
بازار خرده فروشی
retail outlet
مرکز خردهفروشی
retail sector
بخش خرده فروشی
retail analyst
تحلیلگر خرده فروشی
he decided to retire from his job after 30 years.
او تصمیم گرفت پس از 30 سال از کار خود بازنشسته شود.
many people dream of a peaceful retirement.
بسیاری از مردم رویای یک بازنشستگی آرام را دارند.
she is saving money for her retirement.
او برای بازنشستگی خود پس انداز میکند.
the government offers benefits for retired workers.
دولت منافعی را برای کارگران بازنشسته ارائه میدهد.
he enjoys traveling during his retirement.
او از سفر در دوران بازنشستگی خود لذت میبرد.
they organized a farewell party for the retiring manager.
آنها برای مدیر بازنشسته یک مهمانی خداحافظی ترتیب دادند.
she found a new hobby after her retirement.
او پس از بازنشستگی خود یک سرگرمی جدید پیدا کرد.
retirement can be a time for personal growth.
بازنشستگی میتواند زمانی برای رشد شخصی باشد.
he feels more relaxed since his retirement.
او از زمان بازنشستگی خود احساس آرامش بیشتری میکند.
planning for retirement is essential for financial security.
برنامهریزی برای بازنشستگی برای امنیت مالی ضروری است.
retail price
قیمت خرده فروشی
retirement plan
برنامه بازنشستگی
retail store
فروشگاه خرده فروشی
retail sales
فروش خرده فروشی
retail therapy
خرید درمانی
retail chain
زنجیره خرده فروشی
retail market
بازار خرده فروشی
retail outlet
مرکز خردهفروشی
retail sector
بخش خرده فروشی
retail analyst
تحلیلگر خرده فروشی
he decided to retire from his job after 30 years.
او تصمیم گرفت پس از 30 سال از کار خود بازنشسته شود.
many people dream of a peaceful retirement.
بسیاری از مردم رویای یک بازنشستگی آرام را دارند.
she is saving money for her retirement.
او برای بازنشستگی خود پس انداز میکند.
the government offers benefits for retired workers.
دولت منافعی را برای کارگران بازنشسته ارائه میدهد.
he enjoys traveling during his retirement.
او از سفر در دوران بازنشستگی خود لذت میبرد.
they organized a farewell party for the retiring manager.
آنها برای مدیر بازنشسته یک مهمانی خداحافظی ترتیب دادند.
she found a new hobby after her retirement.
او پس از بازنشستگی خود یک سرگرمی جدید پیدا کرد.
retirement can be a time for personal growth.
بازنشستگی میتواند زمانی برای رشد شخصی باشد.
he feels more relaxed since his retirement.
او از زمان بازنشستگی خود احساس آرامش بیشتری میکند.
planning for retirement is essential for financial security.
برنامهریزی برای بازنشستگی برای امنیت مالی ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید