retuning

[ایالات متحده]/ri'tʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دوباره تنظیم کردن; دوباره کوک کردن; به تازگی کوک کردن.

جملات نمونه

It's time to retune the guitar before the performance.

اکنون زمان آن رسیده که گیتار را قبل از اجرا دوباره کوک کنید.

You need to retune the radio to find a clearer station.

شما باید رادیو را دوباره کوک کنید تا ایستگاهی با صدای واضح‌تر پیدا کنید.

She decided to retune her schedule to make time for her new hobby.

او تصمیم گرفت برنامه خود را دوباره تنظیم کند تا زمانی را برای سرگرمی جدیدش اختصاص دهد.

The mechanic had to retune the engine to improve its performance.

مکانیک مجبور شد موتور را دوباره کوک کند تا عملکرد آن را بهبود بخشد.

I retuned my mindset to be more positive and optimistic.

من طرز فکر خود را دوباره تنظیم کردم تا مثبت و خوش بینانه تر شوم.

The therapist helped her retune her coping strategies for dealing with stress.

درمانگر به او کمک کرد تا استراتژی های مقابله ای خود را برای مقابله با استرس دوباره تنظیم کند.

He retuned his diet to include more fruits and vegetables.

او رژیم غذایی خود را دوباره تنظیم کرد تا میوه و سبزیجات بیشتری را در آن بگنجاند.

The pianist needed to retune the piano before the concert.

پیانیست قبل از کنسرت نیاز داشت پیانو را دوباره کوک کند.

The software developer had to retune the algorithm for better performance.

توسعه دهنده نرم افزار مجبور شد الگوریتم را برای عملکرد بهتر دوباره کوک کند.

She retuned her expectations to align with reality.

او انتظارات خود را دوباره تنظیم کرد تا با واقعیت همسو شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید