realign

[ایالات متحده]/ˌriːəˈlaɪn/
[بریتانیا]/ˌriːəˈlaɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. تنظیم یا همراستا کردن; تشکیل اتحادهای جدید; سازماندهی مجدد; دوباره ترتیب دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

realign priorities

تطبیق مجدد اولویت‌ها

realign goals

تطبیق مجدد اهداف

realign strategies

تطبیق مجدد استراتژی‌ها

جملات نمونه

to realign one's forces

تطبیق مجدد نیروها

they worked to relieve his shoulder pain and realign the joint.

آنها برای تسکین درد شانه و هم‌راستا کردن مجدد مفصل او تلاش کردند.

the president realigned his government to reflect the balance of parties.

رئیس‌جمهور دولت خود را برای انعکاس توازن احزاب، هم‌راستا کرد.

he wished to realign himself with Bagehot's more pessimistic position.

او می‌خواست خود را با موضع بدبینانه‌تر بگهوت دوباره همسو کند.

It is important to realign your goals with your values.

هم‌راستا کردن اهداف خود با ارزش‌هایتان مهم است.

The company decided to realign its marketing strategy.

شرکت تصمیم گرفت استراتژی بازاریابی خود را هم‌راستا کند.

The coach realigned the team's formation for the next game.

مربی ترکیب تیم را برای بازی بعدی هم‌راستا کرد.

She needed to realign her priorities in order to focus on her studies.

او نیاز داشت اولویت‌های خود را هم‌راستا کند تا بتواند روی تحصیلات خود تمرکز کند.

The therapist helped the patient realign their thoughts and emotions.

درمانگر به بیمار کمک کرد تا افکار و احساسات خود را هم‌راستا کند.

The government is planning to realign its policies to better serve the citizens.

دولت قصد دارد سیاست‌های خود را برای خدمت بهتر به شهروندان، هم‌راستا کند.

The project manager decided to realign the project timeline to meet the deadline.

مدیر پروژه تصمیم گرفت جدول زمانی پروژه را برای رسیدن به مهلت مقرر هم‌راستا کند.

He realized he needed to realign his work-life balance for better mental health.

او متوجه شد که برای داشتن سلامت روان بهتر، نیاز دارد تعادل کار و زندگی خود را هم‌راستا کند.

The team realigned their focus after receiving feedback from their clients.

تیم پس از دریافت بازخورد از مشتریان خود، تمرکز خود را هم‌راستا کرد.

The teacher realigned the students' seating arrangement for better classroom dynamics.

معلم، چیدمان صندلی دانش‌آموزان را برای بهبود پویایی کلاس، هم‌راستا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید