readjust

[ایالات متحده]/riːə'dʒʌst/
[بریتانیا]/ˌriə'dʒʌst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. دوباره تنظیمات را انجام دهید
vt. دوباره سازگار کنید

جملات نمونه

I readjusted the rear-view mirror.

من آینه دید عقب را دوباره تنظیم کردم.

the pilot's only problem was the need to constantly readjust the trim.

تنها مشکل خلبان این بود که نیاز بود به طور مداوم تنظیم را دوباره تنظیم کند.

You may find it necessary to readjust the wheels from time to time.

ممکن است لازم بدانید که چرخ ها را از گاهی اوقات دوباره تنظیم کنید.

This article analyzes ABRI's effort to readjust its role and its impact on the future political development in Indonesia.

این مقاله تلاش ABRI برای دوباره تنظیم نقش خود و تأثیر آن بر توسعه سیاسی آینده در اندونزی را تجزیه و تحلیل می کند.

It's important to readjust your schedule when starting a new job.

هنگام شروع یک شغل جدید، تنظیم مجدد برنامه شما مهم است.

After moving to a new city, you may need to readjust to the different pace of life.

پس از نقل مکان به یک شهر جدید، ممکن است لازم باشد با سرعت زندگی متفاوت سازگار شوید.

He had to readjust his expectations after realizing the project would take longer than anticipated.

او پس از متوجه شدن اینکه پروژه بیشتر از حد انتظار طول خواهد کشید، مجبور شد انتظارات خود را دوباره تنظیم کند.

It can be challenging to readjust to normal life after a long vacation.

بازگشت به زندگی عادی پس از یک تعطیلات طولانی می تواند چالش برانگیز باشد.

The therapist helped her readjust to civilian life after returning from deployment.

درمانگر به او کمک کرد پس از بازگشت از استقرار با زندگی غیرنظامی سازگار شود.

You may need to readjust your budget if unexpected expenses arise.

اگر هزینه های غیرمنتظره ای پیش آمد، ممکن است لازم باشد بودجه خود را دوباره تنظیم کنید.

She decided to readjust her career goals after reassessing her priorities.

او تصمیم گرفت پس از ارزیابی مجدد اولویت های خود، اهداف شغلی خود را دوباره تنظیم کند.

It's common for athletes to readjust their training routines based on their performance goals.

برای ورزشکاران، تنظیم مجدد روتین های تمرینی خود بر اساس اهداف عملکردی آنها رایج است.

The company had to readjust its marketing strategy to adapt to changing consumer trends.

شرکت مجبور شد استراتژی بازاریابی خود را برای سازگاری با روند مصرف کننده در حال تغییر، دوباره تنظیم کند.

Parents often need to readjust their parenting techniques as their children grow and develop.

والدین اغلب باید روش های فرزندپروری خود را با رشد و رشد فرزندانشان دوباره تنظیم کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید