revery

[ایالات متحده]/ˈrɛvəri/
[بریتانیا]/ˈrɛvəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت خوشایند گم شدن در افکار؛ یک خیال بافی؛ وضعیت غرق شدن در تخیل خود
Word Forms
جمعreveries

عبارات و ترکیب‌ها

sweet revery

غرق در خیال

lost in revery

گم شده در خیال

daydreaming revery

خیال‌پردازی

peaceful revery

آرامش خیال

revery state

حالت خیال

fleeting revery

خیال زودگذر

introspective revery

خیال‌پردازی درون‌نگر

romantic revery

خیال‌پردازی عاشقانه

revery moment

لحظه خیال

quiet revery

خیال آرام

جملات نمونه

his revery took him far away from reality.

روزگاری او را از واقعیت دور کرد.

she often lost herself in revery during class.

او اغلب در طول کلاس در حال خیال‌پردازی بود.

in moments of revery, he dreamed of traveling the world.

در لحظات خیال‌پردازی، او رویای سفر در سراسر جهان را داشت.

revery can be a source of inspiration for artists.

خیال‌پردازی می‌تواند منبع الهام برای هنرمندان باشد.

his revery was interrupted by a loud noise.

خیال‌پردازی او با صدای بلندی قطع شد.

she found solace in her revery on rainy days.

او در روزهای بارانی در خیال‌پردازی خود آرامش یافت.

revery often leads to creative ideas.

خیال‌پردازی اغلب منجر به ایده‌های خلاقانه می‌شود.

he stared out the window, lost in revery.

او به بیرون پنجره خیره شد و در حال خیال‌پردازی بود.

her revery was filled with thoughts of adventure.

خیال‌پردازی او پر از افکار ماجراجویانه بود.

sometimes, revery can help solve problems.

گاهی اوقات، خیال‌پردازی می‌تواند به حل مشکلات کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید