| جمع | reveries |
sweet revery
غرق در خیال
lost in revery
گم شده در خیال
daydreaming revery
خیالپردازی
peaceful revery
آرامش خیال
revery state
حالت خیال
fleeting revery
خیال زودگذر
introspective revery
خیالپردازی دروننگر
romantic revery
خیالپردازی عاشقانه
revery moment
لحظه خیال
quiet revery
خیال آرام
his revery took him far away from reality.
روزگاری او را از واقعیت دور کرد.
she often lost herself in revery during class.
او اغلب در طول کلاس در حال خیالپردازی بود.
in moments of revery, he dreamed of traveling the world.
در لحظات خیالپردازی، او رویای سفر در سراسر جهان را داشت.
revery can be a source of inspiration for artists.
خیالپردازی میتواند منبع الهام برای هنرمندان باشد.
his revery was interrupted by a loud noise.
خیالپردازی او با صدای بلندی قطع شد.
she found solace in her revery on rainy days.
او در روزهای بارانی در خیالپردازی خود آرامش یافت.
revery often leads to creative ideas.
خیالپردازی اغلب منجر به ایدههای خلاقانه میشود.
he stared out the window, lost in revery.
او به بیرون پنجره خیره شد و در حال خیالپردازی بود.
her revery was filled with thoughts of adventure.
خیالپردازی او پر از افکار ماجراجویانه بود.
sometimes, revery can help solve problems.
گاهی اوقات، خیالپردازی میتواند به حل مشکلات کمک کند.
sweet revery
غرق در خیال
lost in revery
گم شده در خیال
daydreaming revery
خیالپردازی
peaceful revery
آرامش خیال
revery state
حالت خیال
fleeting revery
خیال زودگذر
introspective revery
خیالپردازی دروننگر
romantic revery
خیالپردازی عاشقانه
revery moment
لحظه خیال
quiet revery
خیال آرام
his revery took him far away from reality.
روزگاری او را از واقعیت دور کرد.
she often lost herself in revery during class.
او اغلب در طول کلاس در حال خیالپردازی بود.
in moments of revery, he dreamed of traveling the world.
در لحظات خیالپردازی، او رویای سفر در سراسر جهان را داشت.
revery can be a source of inspiration for artists.
خیالپردازی میتواند منبع الهام برای هنرمندان باشد.
his revery was interrupted by a loud noise.
خیالپردازی او با صدای بلندی قطع شد.
she found solace in her revery on rainy days.
او در روزهای بارانی در خیالپردازی خود آرامش یافت.
revery often leads to creative ideas.
خیالپردازی اغلب منجر به ایدههای خلاقانه میشود.
he stared out the window, lost in revery.
او به بیرون پنجره خیره شد و در حال خیالپردازی بود.
her revery was filled with thoughts of adventure.
خیالپردازی او پر از افکار ماجراجویانه بود.
sometimes, revery can help solve problems.
گاهی اوقات، خیالپردازی میتواند به حل مشکلات کمک کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید