her reves of becoming a pianist finally came true after years of practice.
پس از سالها تمرین، رویاهای او برای تبدیل شدن به یک پیانیست سرانجام به حقیقت پیوستند.
the reves were so vivid that she could not distinguish them from reality.
این رویاها آنقدر واضح بودند که او نمیتوانست آنها را از واقعیت تشخیص دهد.
he abandoned his reves of traveling the world to focus on his career.
او رویاهای سفر در سراسر جهان را رها کرد تا بر روی شغل خود تمرکز کند.
strange reves plagued his mind every night for weeks.
رویاهای عجیب و غریب هر شب برای چند هفته ذهن او را آزار میدادند.
the reves of success kept her motivated during difficult times.
رویاهای موفقیت او را در زمانهای سخت با انگیزه نگه داشتند.
sometimes our reves reveal more about ourselves than we realize.
گاهی اوقات رویاهای ما بیشتر از آنچه میفهمیم درباره خودمان آشکار میکنند.
she chased her reves despite everyone telling her they were impossible.
او با وجود اینکه همه به او میگفتند غیرممکن است، به دنبال رویاهایش رفت.
the reves of a peaceful world seem distant but worth pursuing.
رویاهای یک دنیای صلحآمیز دور به نظر میرسند اما ارزش پیگیری دارند.
childhood reves often shape the adults we eventually become.
رویاهای دوران کودکی اغلب شکلدهنده بزرگسالانی هستند که در نهایت میشویم.
the artist tried to capture his reves in a series of paintings.
هنرمند سعی کرد رویاهای خود را در مجموعهای از نقاشیها به تصویر بکشد.
some reves are warnings from our subconscious mind.
برخی از رویاها هشدارهایی از ذهن ناخودآگاه ما هستند.
the reves faded quickly upon waking, leaving only fragments of memory.
رویاها به سرعت پس از بیدار شدن محو شدند و فقط تکههایی از خاطره باقی ماند.
her reves of becoming a pianist finally came true after years of practice.
پس از سالها تمرین، رویاهای او برای تبدیل شدن به یک پیانیست سرانجام به حقیقت پیوستند.
the reves were so vivid that she could not distinguish them from reality.
این رویاها آنقدر واضح بودند که او نمیتوانست آنها را از واقعیت تشخیص دهد.
he abandoned his reves of traveling the world to focus on his career.
او رویاهای سفر در سراسر جهان را رها کرد تا بر روی شغل خود تمرکز کند.
strange reves plagued his mind every night for weeks.
رویاهای عجیب و غریب هر شب برای چند هفته ذهن او را آزار میدادند.
the reves of success kept her motivated during difficult times.
رویاهای موفقیت او را در زمانهای سخت با انگیزه نگه داشتند.
sometimes our reves reveal more about ourselves than we realize.
گاهی اوقات رویاهای ما بیشتر از آنچه میفهمیم درباره خودمان آشکار میکنند.
she chased her reves despite everyone telling her they were impossible.
او با وجود اینکه همه به او میگفتند غیرممکن است، به دنبال رویاهایش رفت.
the reves of a peaceful world seem distant but worth pursuing.
رویاهای یک دنیای صلحآمیز دور به نظر میرسند اما ارزش پیگیری دارند.
childhood reves often shape the adults we eventually become.
رویاهای دوران کودکی اغلب شکلدهنده بزرگسالانی هستند که در نهایت میشویم.
the artist tried to capture his reves in a series of paintings.
هنرمند سعی کرد رویاهای خود را در مجموعهای از نقاشیها به تصویر بکشد.
some reves are warnings from our subconscious mind.
برخی از رویاها هشدارهایی از ذهن ناخودآگاه ما هستند.
the reves faded quickly upon waking, leaving only fragments of memory.
رویاها به سرعت پس از بیدار شدن محو شدند و فقط تکههایی از خاطره باقی ماند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید