revivalists

[ایالات متحده]/rɪˈvaɪvəlɪst/
[بریتانیا]/rɪˈvaɪvəlɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که رهبری یا حمایت از احیای مذهبی می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

religious revivalist

جنبش‌گرای مذهبی

cultural revivalist

جنبش‌گرای فرهنگی

art revivalist

جنبش‌گرای هنری

music revivalist

جنبش‌گرای موسیقی

historical revivalist

جنبش‌گرای تاریخی

community revivalist

جنبش‌گرای اجتماعی

spiritual revivalist

جنبش‌گرای معنوی

social revivalist

جنبش‌گرای اجتماعی

political revivalist

جنبش‌گرای سیاسی

environmental revivalist

جنبش‌گرای محیط زیست

جملات نمونه

the revivalist movement gained momentum in the 19th century.

جنبش احیایی در قرن نوزدهم شتاب گرفت.

she identifies as a revivalist of traditional art forms.

او خود را احیاگر هنر سنتی معرفی می‌کند.

the revivalist preached passionately about the need for change.

احیاگر با شور و اشتیاق درباره نیاز به تغییرها موعظه می‌کرد.

his revivalist ideas influenced many young artists.

ایده‌های احیاگرانه او بر بسیاری از هنرمندان جوان تأثیر گذاشت.

the revivalist church attracted a diverse congregation.

کلیسای احیاگر، جمعیتی متنوع را به خود جذب کرد.

she attended a revivalist meeting last weekend.

او آخر هفته گذشته در یک جلسه احیاگرانه شرکت کرد.

the revivalist's message resonated with the audience.

پیام احیاگر با مخاطبان همخوانی داشت.

many revivalist groups focus on community service.

بسیاری از گروه‌های احیاگر بر ارائه خدمات به جامعه تمرکز دارند.

he wrote a book about the revivalist trends in music.

او کتابی در مورد روندها و گرایش‌های احیاگرانه در موسیقی نوشت.

the revivalist philosophy emphasizes personal transformation.

فلسفه احیاگرانه بر تحول شخصی تأکید دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید