rewilding

[ایالات متحده]/ˌriːˈwaɪldɪŋ/
[بریتانیا]/ˌriːˈwaɪldɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل بازگرداندن مناطق گسترده زمین به حالت جنگلی و بازیابی سیستم‌های اکولوژیکی طبیعی.
v. حالت شناسایی شده از rewild: بازگرداندن یک منطقه زمین به حالت طبیعی ناکشتی خود.

عبارات و ترکیب‌ها

rewilding project

پروژه بازگرداندن طبیعت

rewilding efforts

تلاش‌های بازگرداندن طبیعت

rewilding movement

حرکت بازگرداندن طبیعت

rewilding goals

اهداف بازگرداندن طبیعت

rewilding debate

مباحثه درباره بازگرداندن طبیعت

rewilding success

موفقیت‌های بازگرداندن طبیعت

rewilding plan

برنامه بازگرداندن طبیعت

rewilding strategy

استراتژی بازگرداندن طبیعت

rewilding process

فرآیند بازگرداندن طبیعت

rewilding impact

تأثیر بازگرداندن طبیعت

جملات نمونه

the rewilding project aims to restore natural habitats in the abandoned farmland.

پروژه بازگرداندن طبیعت هدف دارد تا زیستگاه‌های طبیعی را در زمین‌های کشاورزی ترک شده بازگرداند.

ecological rewilding helps bring back native species to degraded ecosystems.

بازگرداندن طبیعی به کمک بازگرداندن گونه‌های بومی به اکوسیستم‌های دегراده شده کمک می‌کند.

the rewilding initiative focuses on reintroducing keystone species to the region.

این اقدام بازگرداندن طبیعی روی گونه‌های کلیدی در منطقه تمرکز دارد.

progressive rewilding involves gradually returning land to its natural state.

بازگرداندن طبیعی پیشرو شامل بازگرداندن تدریجی زمین به حالت طبیعی آن است.

urban rewilding transforms city parks into thriving natural spaces.

بازگرداندن طبیعی شهری پارک‌های شهر را به فضاهای طبیعی پر生机 تبدیل می‌کند.

the rewilding strategy includes planting native trees and removing invasive species.

استراتژی بازگرداندن طبیعی شامل کاشت درختان بومی و حذف گونه‌های مخرب است.

large-scale rewilding efforts require collaboration between governments and local communities.

تلاش‌های بازگرداندن طبیعی در مقیاس بزرگ نیاز به همکاری بین دولت‌ها و جوامع محلی دارد.

the rewilding approach emphasizes letting nature heal itself without heavy human intervention.

رویکرد بازگرداندن طبیعی بر روی اجازه دادن به طبیعت تا خودش بهبود یابد بدون دخالت زیاد انسانی تاکید دارد.

rewilding for biodiversity conservation has shown promising results in europe.

بازگرداندن طبیعی برای حفظ تنوع زیستی نتایج وعده‌دهنده‌ای در اروپا نشان داده است.

the rewilding movement advocates for protecting wilderness areas from development.

حرکت بازگرداندن طبیعی به حفاظت مناطق جنگلی از توسعه تشویق می‌کند.

agricultural land rewilding can help sequester carbon and combat climate change.

بازگرداندن زمین‌های کشاورزی می‌تواند به جذب کربن و مقابله با تغییرات اقلیمی کمک کند.

the rewilding plan outlines specific timelines for reintroducing endangered animals.

طرح بازگرداندن طبیعی زمان‌بندی‌های خاصی برای بازگرداندن حیوانات در معرض خطر را مشخص می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید