rhabdomyosarcoma typically affects children and adolescents.
رhabدومیوسارکوما معمولاً کودکان و نوجوانان را تحت تأثیر قرار میدهد.
the doctor diagnosed the patient with alveolar rhabdomyosarcoma.
دکتر بیمار را با رhabدومیوسارکوما آلوئولی تشخیص داد.
chemotherapy is often used to treat rhabdomyosarcoma.
درمان رhabدومیوسارکوما معمولاً با استفاده از شیمیدرمانی انجام میشود.
rhabdomyosarcoma can develop in various body parts.
رhabدومیوسارکوما میتواند در بخشهای مختلف بدن پیوستگی پیدا کند.
early detection of rhabdomyosarcoma improves prognosis.
تشخیص زودهنگام رhabدومیوسارکوما پیشبینی بیماری را بهبود میبخشد.
the biopsy confirmed it was rhabdomyosarcoma.
بیوپسی نشان داد که این رhabدومیوسارکوما بود.
rhabdomyosarcoma is a rare form of soft tissue sarcoma.
رhabدومیوسارکوما یک نوع نادر از سارکوم سازههای نرم است.
radiation therapy may be recommended for rhabdomyosarcoma.
درمان با پرتو ممکن است برای رhabدومیوسارکوما توصیه شود.
symptoms of rhabdomyosarcoma include swelling and pain.
علائم رhabدومیوسارکوما شامل набряک و درد میشود.
research into rhabdomyosarcoma treatments continues to advance.
پژوهشهای مربوط به درمان رhabدومیوسارکوما به طور مداوم پیش میرود.
the tumor was identified as embryonal rhabdomyosarcoma.
تومور به عنوان رhabدومیوسارکوما جنینی شناسایی شد.
rhabdomyosarcoma survival rates have improved over decades.
نرخ بقای رhabدومیوسارکوما در طول دههها بهبود یافته است.
surgery is sometimes necessary to remove rhabdomyosarcoma.
گاهی اوقات جراحی برای حذف رhabدومیوسارکوما ضروری است.
genetic factors may increase rhabdomyosarcoma risk.
عوامل ژنتیکی ممکن است خطر رhabدومیوسارکوما را افزایش دهد.
rhabdomyosarcoma typically affects children and adolescents.
رhabدومیوسارکوما معمولاً کودکان و نوجوانان را تحت تأثیر قرار میدهد.
the doctor diagnosed the patient with alveolar rhabdomyosarcoma.
دکتر بیمار را با رhabدومیوسارکوما آلوئولی تشخیص داد.
chemotherapy is often used to treat rhabdomyosarcoma.
درمان رhabدومیوسارکوما معمولاً با استفاده از شیمیدرمانی انجام میشود.
rhabdomyosarcoma can develop in various body parts.
رhabدومیوسارکوما میتواند در بخشهای مختلف بدن پیوستگی پیدا کند.
early detection of rhabdomyosarcoma improves prognosis.
تشخیص زودهنگام رhabدومیوسارکوما پیشبینی بیماری را بهبود میبخشد.
the biopsy confirmed it was rhabdomyosarcoma.
بیوپسی نشان داد که این رhabدومیوسارکوما بود.
rhabdomyosarcoma is a rare form of soft tissue sarcoma.
رhabدومیوسارکوما یک نوع نادر از سارکوم سازههای نرم است.
radiation therapy may be recommended for rhabdomyosarcoma.
درمان با پرتو ممکن است برای رhabدومیوسارکوما توصیه شود.
symptoms of rhabdomyosarcoma include swelling and pain.
علائم رhabدومیوسارکوما شامل набряک و درد میشود.
research into rhabdomyosarcoma treatments continues to advance.
پژوهشهای مربوط به درمان رhabدومیوسارکوما به طور مداوم پیش میرود.
the tumor was identified as embryonal rhabdomyosarcoma.
تومور به عنوان رhabدومیوسارکوما جنینی شناسایی شد.
rhabdomyosarcoma survival rates have improved over decades.
نرخ بقای رhabدومیوسارکوما در طول دههها بهبود یافته است.
surgery is sometimes necessary to remove rhabdomyosarcoma.
گاهی اوقات جراحی برای حذف رhabدومیوسارکوما ضروری است.
genetic factors may increase rhabdomyosarcoma risk.
عوامل ژنتیکی ممکن است خطر رhabدومیوسارکوما را افزایش دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید