rhaphe

[ایالات متحده]/ˈreɪfi/
[بریتانیا]/ˈreɪfi/

ترجمه

n. یک خط یا درز، به ویژه در اصطلاحات آناتومیک
Word Forms
جمعrhaphes

عبارات و ترکیب‌ها

medial rhaphe

rhaphe میانی

dorsal rhaphe

rhaphe پشتی

ventral rhaphe

rhaphe شکمی

rhaphe development

توسعه رافه

rhaphe fusion

ادغام رافه

rhaphe structure

ساختار رافه

rhaphe anatomy

آناتومی رافه

rhaphe region

منطقه رافه

rhaphe function

عملکرد رافه

rhaphe line

خط رافه

جملات نمونه

the rhaphe connects the two halves of the brain.

رافه دو نیمکره مغز را به هم متصل می‌کند.

in biology, the term rhaphe refers to a seam or suture.

در زیست‌شناسی، اصطلاح رافه به درز یا بخیه اشاره دارد.

the rhaphe is crucial for brain function.

رافه برای عملکرد مغز حیاتی است.

she studied the rhaphe in her neuroscience class.

او رافه را در کلاس نوروساینس خود مطالعه کرد.

the rhaphe plays a role in sensory processing.

رافه در پردازش حسی نقش دارد.

understanding the rhaphe can help in medical research.

درک رافه می‌تواند به تحقیقات پزشکی کمک کند.

he explained the significance of the rhaphe to the students.

او اهمیت رافه را برای دانش آموزان توضیح داد.

there are various types of rhaphe in different organisms.

انواع مختلفی از رافه در موجودات مختلف وجود دارد.

the rhaphe can be observed under a microscope.

می‌توان رافه را زیر میکروسکوپ مشاهده کرد.

research on the rhaphe has advanced significantly.

تحقیقات در مورد رافه به طور قابل توجهی پیشرفت کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید