rhumb

[ایالات متحده]/rʌm/
[بریتانیا]/rʌm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جهت قطب نما یا خطی از نگهداری ثابت; یک واحد از جهت قطب نما
Word Forms
جمعrhumbs

عبارات و ترکیب‌ها

rhumb line

خط همبسته

rhumb course

مسیر مماس

rhumb sailing

بادبانی مماس

rhumb direction

جهت مماس

rhumb angle

زاویه مماس

rhumb navigation

ناوبری مماس

rhumb plot

نمودار مماس

rhumb track

مسیر مماس

rhumb vector

بردار مماس

rhumb system

سیستم مماس

جملات نمونه

the sailor plotted a rhumb line on the map.

ملوان یک خط رومب را روی نقشه ترسیم کرد.

understanding rhumb lines is essential for navigation.

درک خطوط رومب برای ناوبری ضروری است.

he adjusted the course to follow a rhumb direction.

او مسیر را برای پیروی از یک جهت رومب تنظیم کرد.

rhumb lines are used to maintain a constant compass heading.

از خطوط رومب برای حفظ جهت ثابت قطب‌نما استفاده می‌شود.

she studied the rhumb line theory in her navigation class.

او نظریه خط رومب را در کلاس ناوبری خود مطالعه کرد.

the captain explained the importance of rhumb lines to the crew.

کاپیتان اهمیت خطوط رومب را برای خدمه توضیح داد.

rhumb lines can simplify long-distance travel.

خطوط رومب می‌توانند سفر‌های طولانی را آسان‌تر کنند.

they used rhumb lines to chart their course across the ocean.

آنها از خطوط رومب برای ترسیم مسیر خود در اقیانوس استفاده کردند.

he learned to calculate distances along rhumb lines.

او یاد گرفت که فاصله‌ها را در امتداد خطوط رومب محاسبه کند.

using rhumb lines helps in avoiding obstacles at sea.

استفاده از خطوط رومب به اجتناب از موانع در دریا کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید