ricochets

[ایالات متحده]/ˈrɪkəʊʃeɪz/
[بریتانیا]/ˈrɪkəˌʃeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از یک سطح برگشتن
n. برگشتن از یک سطح پس از برخورد (به ویژه گلوله‌ها یا پوکه‌ها)

عبارات و ترکیب‌ها

bullet ricochets

سر خوردن گلوله

sound ricochets

سر خوردن صدا

light ricochets

سر خوردن نور

energy ricochets

سر خوردن انرژی

ball ricochets

سر خوردن توپ

laser ricochets

سر خوردن لیزر

rock ricochets

سر خوردن سنگ

thought ricochets

سر خوردن فکر

debris ricochets

سر خوردن بقایای

message ricochets

سر خوردن پیام

جملات نمونه

the bullet ricochets off the wall.

گلوله از دیوار منحرف می‌شود.

his words ricocheted in my mind.

کلماتش در ذهنم طنین‌انداز شد.

the ball ricochets across the court.

توپ در طول زمین تنیس به عقب و جلو می‌رود.

thoughts ricocheted back and forth.

افکار به عقب و جلو می‌رفتند.

the sound ricochets in the empty room.

صدای آن در اتاق خالی منعکس می‌شود.

her laughter ricochets through the hall.

خنده‌اش در راهرو طنین‌انداز می‌شود.

the idea ricochets around the office.

ایده در دفتر به این‌طرف و آن‌طرف می‌رود.

emotions can ricochet unexpectedly.

احساسات می‌توانند به طور غیرمنتظره‌ای منعکس شوند.

in a game, the puck often ricochets off the boards.

در بازی، پاتک اغلب از تخته‌ها منحرف می‌شود.

memories ricochet back to me in dreams.

خاطرات در خواب‌ها به من بازمی‌گردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید