rictuss

[ایالات متحده]/'rɪktəs/
[بریتانیا]/'rɪktəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دهان کاملاً باز، معمولاً دندان‌ها را نشان می‌دهد؛ یک حالت چهره

جملات نمونه

a face frozen in a rictus of terror

چهره‌ای که در حالت وحشت‌زده ثابت مانده بود

He forced a smile, his lips pulled back in a rictus of pain.

او لبخندی اجباراً زد، لب‌هایش به شکل یک رictus درد به عقب کشیده شده بود.

The clown's painted grin was frozen in a rictus of eternal happiness.

لبخند نقاشی شده شعبده باز در یک رictus شادی ابدی یخ زده بود.

Her face contorted into a rictus of fear when she saw the ghost.

وقتی شبح را دید، چهره‌اش به یک رictus ترس تبدیل شد.

The corpse's mouth was stuck in a rictus of agony.

دهان جسد در یک رictus عذاب گیر کرده بود.

The villain's laughter was a chilling rictus of evil.

خنده شرور یک رictus شیطانی سرد بود.

The statue's face was frozen in a rictus of anger.

چهره مجسمه در یک رictus خشم یخ زده بود.

She tried to hide her disappointment behind a rictus of a smile.

او سعی کرد ناامیدی خود را پشت یک رictus لبخند پنهان کند.

The zombie's decaying face contorted into a rictus of hunger.

چهره در حال پوسیدن زامبی به یک رictus گرسنگی تبدیل شد.

The mask concealed his true feelings, but his eyes betrayed the rictus of sadness.

ماسک احساسات واقعی او را پنهان کرد، اما چشمانش رictus غم را فاش کرد.

The painting captured the rictus of despair in the woman's expression.

نقاشی رictus ناامیدی را در چهره زن به تصویر کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید