ridable

[ایالات متحده]/ˈraɪdəbl/
[بریتانیا]/ˈraɪdəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل سوار شدن؛ قابل عبور بر روی اسب

عبارات و ترکیب‌ها

ridable bike

دوچرخه قابل سواری

ridable horse

اسب قابل سواری

ridable scooter

اسکوتر قابل سواری

ridable vehicle

وسیله نقلیه قابل سواری

ridable trail

مسیر قابل سواری

ridable path

مسیر قابل سواری

ridable board

صفحه قابل سواری

ridable animal

حیوان قابل سواری

ridable toy

اسباب بازی قابل سواری

ridable attraction

جاذبه قابل سواری

جملات نمونه

the bike is ridable on all terrains.

دوچرخه را می‌توان در تمام زمین‌ها سوار شد.

make sure the horse is ridable before the tour.

مطمئن شوید که اسب قبل از تور قابل سواری باشد.

they found a ridable path through the forest.

آنها یک مسیر قابل سواری در جنگل پیدا کردند.

the new model is designed to be easily ridable.

مدل جدید به گونه‌ای طراحی شده است که به راحتی قابل سواری باشد.

the trail is ridable year-round for enthusiasts.

مسیر برای علاقه‌مندان در طول سال قابل سواری است.

is the atv ridable in the mud?

آیا ATV در گل قابل سواری است؟

after repairs, the scooter is now ridable.

پس از تعمیرات، اسکوتر اکنون قابل سواری است.

the trail was not ridable during the rainy season.

در طول فصل بارانی، مسیر قابل سواری نبود.

we need to check if the bike is ridable before the trip.

ما باید بررسی کنیم که آیا دوچرخه قبل از سفر قابل سواری است یا خیر.

the park has several ridable paths for families.

پارک دارای مسیرهای قابل سواری متعددی برای خانواده ها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید