solve riddles
حل معماها
riddle me this
معما را برایم بگو
riddles abound
معماها فراوان هستند
telling riddles
گفتن معما
ancient riddles
معماهای باستانی
complex riddles
معماهای پیچیده
full of riddles
پر از معما
posed riddles
معماهای مطرح شده
riddle solved
معما حل شد
tough riddles
معماهای سخت
the detective loved solving riddles, especially those with complex wordplay.
مامور کارآگاه عاشق حل معماها بود، به خصوص آنهایی که شامل بازیهای پیچیده با کلمات بودند.
can you solve this riddle about a creature with scales and wings?
آیا میتوانید این معما را در مورد موجودی با فلس و بال حل کنید؟
the children enjoyed the riddles presented during the school's talent show.
کودکان از معماهایی که در طول نمایش استعداد مدرسه ارائه شد لذت بردند.
he posed a series of riddles to test our problem-solving skills.
او مجموعهای از معماها را مطرح کرد تا مهارتهای حل مسئله ما را آزمایش کند.
the ancient scroll contained cryptic riddles about the kingdom's history.
نسخه خطی باستانی حاوی معماهای رمزآلود در مورد تاریخ پادشاهی بود.
she challenged him to a riddle contest during their afternoon tea.
او او را در طول چای بعد از ظهر به مسابقه معماها به چالش کشید.
the professor used riddles to engage students in critical thinking.
استاد از معماها برای مشارکت دادن دانشجویان در تفکر انتقادی استفاده کرد.
the game involved solving riddles to unlock the next level.
بازی شامل حل معماها برای باز کردن سطح بعدی بود.
the old man shared riddles and stories around the campfire.
مرد پیر معماها و داستانها را در کنار آتش سوزی به اشتراک گذاشت.
the book was filled with challenging riddles and brain teasers.
کتاب پر از معماها و بازیهای فکری چالش برانگیز بود.
solving riddles is a fun way to improve your vocabulary.
حل معماها راه سرگرمکنندهای برای بهبود دایره لغات شماست.
solve riddles
حل معماها
riddle me this
معما را برایم بگو
riddles abound
معماها فراوان هستند
telling riddles
گفتن معما
ancient riddles
معماهای باستانی
complex riddles
معماهای پیچیده
full of riddles
پر از معما
posed riddles
معماهای مطرح شده
riddle solved
معما حل شد
tough riddles
معماهای سخت
the detective loved solving riddles, especially those with complex wordplay.
مامور کارآگاه عاشق حل معماها بود، به خصوص آنهایی که شامل بازیهای پیچیده با کلمات بودند.
can you solve this riddle about a creature with scales and wings?
آیا میتوانید این معما را در مورد موجودی با فلس و بال حل کنید؟
the children enjoyed the riddles presented during the school's talent show.
کودکان از معماهایی که در طول نمایش استعداد مدرسه ارائه شد لذت بردند.
he posed a series of riddles to test our problem-solving skills.
او مجموعهای از معماها را مطرح کرد تا مهارتهای حل مسئله ما را آزمایش کند.
the ancient scroll contained cryptic riddles about the kingdom's history.
نسخه خطی باستانی حاوی معماهای رمزآلود در مورد تاریخ پادشاهی بود.
she challenged him to a riddle contest during their afternoon tea.
او او را در طول چای بعد از ظهر به مسابقه معماها به چالش کشید.
the professor used riddles to engage students in critical thinking.
استاد از معماها برای مشارکت دادن دانشجویان در تفکر انتقادی استفاده کرد.
the game involved solving riddles to unlock the next level.
بازی شامل حل معماها برای باز کردن سطح بعدی بود.
the old man shared riddles and stories around the campfire.
مرد پیر معماها و داستانها را در کنار آتش سوزی به اشتراک گذاشت.
the book was filled with challenging riddles and brain teasers.
کتاب پر از معماها و بازیهای فکری چالش برانگیز بود.
solving riddles is a fun way to improve your vocabulary.
حل معماها راه سرگرمکنندهای برای بهبود دایره لغات شماست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید