ridglings

[ایالات متحده]/ˈrɪdʒlɪŋz/
[بریتانیا]/ˈrɪdʒlɪŋz/

ترجمه

n. جمع ridge؛ یک نوار بلند و باریک از زمین که بالا تر از منطقه اطراف است؛ یک زنجیره از کوه ها

جملات نمونه

the farmer examined the ridglings in the pasture.

کشاورز ریدگلینگ‌ها را در مراتع بررسی کرد.

ridglings are often taller than fully castrated horses.

ریدگلینگ‌ها اغلب از اسب‌های کامل‌نابود شده بلندترند.

some breeders prefer ridglings for their strength.

برخی پرورش دهندگان ریدگلینگ‌ها را به دلیل قدرت آن‌ها ترجیح می‌دهند.

the veterinarian treated several ridglings last month.

دکتر حیوانات در ماه گذشته چند ریدگلینگ را درمان کرد.

ridglings can be difficult to handle during breeding season.

ریدگلینگ‌ها در فصل تولید مثل ممکن است دشوار باشند.

these ridglings show excellent stamina for racing.

این ریدگلینگ‌ها مقاومت بسیار خوبی برای رقابت نشان می‌دهند.

the stable owner sold three ridglings to the ranch.

مالک اسطبل سه ریدگلینگ را به رانچ فروخت.

young ridglings require special nutritional care.

ریدگلینگ‌های جوان نیاز به مراقبت غذایی ویژه دارند.

the trainer worked with the ridglings for months.

тренер به مدت چند ماه با ریدگلینگ‌ها کار کرد.

some ridglings eventually develop normal testicle descent.

برخی ریدگلینگ‌ها در نهایت نزول طبیعی تیروید را توسعه می‌دهند.

ridglings are sometimes mistaken for stallions.

ریدگلینگ‌ها گاهی به اشتباه با اسب‌های نر گرفته می‌شوند.

the herd included several healthy ridglings.

گله شامل چند ریدگلینگ سالم بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید