riling

[ایالات متحده]/ˈraɪlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈraɪlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آزار دادن یا تحریک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

riling up

ایجاد آشفتگی

riling others

آشفتن دیگران

riling people

آشفتن مردم

riling emotions

برانگیختن احساسات

riling friends

آشفتن دوستان

riling tensions

ایجاد تنش

riling feelings

برانگیختن احساسات

riling up crowds

ایجاد شور و هیجان در میان جمعیت

riling opponents

آشفتن حریفان

riling discussions

ایجاد بحث و جدل

جملات نمونه

his constant teasing was riling her up.

تشویق‌های مداوم او باعث عصبانیت او می‌شد.

the loud music is riling the neighbors.

موسیقی بلند همسایگان را عصبانی می‌کند.

she was riling him with her sarcastic comments.

او با نظرات طعنه‌آمیزش او را عصبانی می‌کرد.

the political debate was riling the audience.

بحث سیاسی باعث عصبانیت مخاطبان شد.

his reckless driving was riling other motorists.

رانندگی بی‌احتیاطی او باعث عصبانیت سایر رانندگان شد.

she found his behavior riling and uncalled for.

او رفتار او را آزاردهنده و غیرضروری یافت.

the news report was riling the public's emotions.

گزارش اخبار باعث برانگیختن احساسات مردم شد.

riling him up was not her intention at all.

عصبانی کردن او اصلاً در نظر او نبود.

his comments were riling the team before the big game.

نظرات او قبل از بازی بزرگ تیم را عصبانی کرد.

the unfair decision was riling the fans.

تصمیم ناعادلانه باعث عصبانیت طرفداران شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید