ringlets

[ایالات متحده]/ˈrɪŋlɪts/
[بریتانیا]/ˈrɪŋlɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فر یا حلزونی مو

عبارات و ترکیب‌ها

curly ringlets

چکاوک‌های درهم‌پیچیده

loose ringlets

چکاوک‌های شل

tight ringlets

چکاوک‌های سفت

golden ringlets

چکاوک‌های طلایی

ringlets hairstyle

مد مدل موی چکاوک

ringlets and waves

چکاوک‌ها و امواج

bouncy ringlets

چکاوک‌های پرشی

ringlets updo

آرایش موی چکاوک

ringlets with bangs

چکاوک با بخار

long ringlets

چکاوک‌های بلند

جملات نمونه

she styled her hair in beautiful ringlets for the party.

او موهایش را به صورت مارکرهایی زیبا برای مهمانی مدل کرد.

the girl wore her ringlets with pride during the festival.

دختر با افتخار مارکرهایش را در طول جشنواره پوشید.

he admired her ringlets as they bounced with every step.

او تحسین کرد که چگونه مارکرهایش با هر قدمی می‌پریدند.

her ringlets framed her face perfectly in the photograph.

مارکرهایش او به طور کامل چهره‌اش را در عکس قاب کردند.

she decided to let her natural ringlets shine without any heat styling.

او تصمیم گرفت اجازه دهد مارکرهایش طبیعی بدرخشند بدون هیچ مدل‌سازی با حرارت.

he loved the way her ringlets danced in the wind.

او شیفته این بود که چگونه مارکرهایش در باد می‌رقصیدند.

after a long day, her ringlets were still perfectly intact.

بعد از یک روز طولانی، مارکرهایش هنوز کاملاً سالم بودند.

the stylist suggested adding some volume to her ringlets.

آرایشگر پیشنهاد کرد کمی حجم به مارکرهایش اضافه کند.

she used a special product to enhance her ringlets.

او از یک محصول خاص برای تقویت مارکرهایش استفاده کرد.

her ringlets were inspired by the classic hairstyles of the 1920s.

مارکرهایش او از مدل‌های کلاسیک دهه 1920 الهام گرفته بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید