rinkside

[ایالات متحده]//ˈrɪŋksaɪd//
[بریتانیا]//ˈrɪŋksaɪd//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منطقه اطراف یخچال

عبارات و ترکیب‌ها

rinkside bar

بار در کنار رینک

rinkside restaurant

رستوران در کنار رینک

rinkside seats

صندلی‌های در کنار رینک

rinkside view

نما در کنار رینک

at rinkside

در کنار رینک

rinkside location

موقعیت در کنار رینک

rinkside hospitality

میزبانی در کنار رینک

rinkside café

کافé در کنار رینک

rinkside access

دسترسی به کنار رینک

rinkside experience

تجربه در کنار رینک

جملات نمونه

ice hockey fans gathered rinkside to watch the exciting championship game.

معشوقان یخچالی به سمت یخچال جمع شدند تا بازی جذاب جام را تماشا کنند.

the professional photographer positioned herself rinkside to capture action shots.

فotograf حرفه ای خود را به سمت یخچال قرار داد تا عکس های اکتیون را ثبت کند.

rinkside seating provides an unobstructed view of the entire ice rink.

صندلی های در کنار یخچال دیدی بی نقص از تمام یخچال را فراهم می کند.

players receive strategic instructions rinkside between periods.

بازیکنان بین بازی ها دستورات استراتژیک را در کنار یخچال دریافت می کنند.

a vendor selling hot cocoa was set up rinkside during the winter festival.

یک فروشنده که چای گرم فروش می داد در کنار یخچال در حین جشنواره زمستانی نصب شد.

the experienced referee observed the play carefully from rinkside.

مقام داور تجربه دار با دقت بازی را از کنار یخچال مشاهده می کند.

rinkside temperature drops significantly, so spectators should wear layers.

دمای در کنار یخچال به طور قابل توجهی کاهش می یابد، بنابراین تماشایی ها باید لایه های لباس بپوشند.

children practiced their skating skills rinkside during the beginner's session.

کودکان در جلسه مبتدی در کنار یخچال مهارت های اسکیت خود را تمرین می کنند.

the nervous coach paced back and forth rinkside during the crucial final period.

مربی ناراحت در دوره نهایی حیاتی در کنار یخچال به طور مکرر به عقب و جلو رفت و آمد می کند.

security personnel maintained vigilance rinkside throughout the entire match.

کارکنان امنیت در طول تمام بازی در کنار یخچال آگاهی خود را حفظ می کنند.

multiple cameras were installed rinkside to broadcast the game from different angles.

چند دوربین در کنار یخچال نصب شدند تا بازی را از زوایای مختلف پخش کنند.

the sports journalist conducted player interviews rinkside immediately after the final buzzer.

نویسنده گزارشگر ورزشی فورا پس از نمایش نهایی در کنار یخچال مصاحبه با بازیکنان را انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید