riots

[ایالات متحده]/ˈraɪəts/
[بریتانیا]/ˈraɪəts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اختلالات عمومی خشن; فراوانی زیاد; افراد یا چیزهای بسیار سرگرم‌کننده
v. در اختلالات عمومی خشن شرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

protest riots

تظاهرات و شورش

civil riots

شورش‌های مدنی

race riots

شورش‌های نژادی

violent riots

شورش‌های خشن

urban riots

شورش‌های شهری

political riots

شورش‌های سیاسی

student riots

شورش‌های دانشجویی

anti-government riots

شورش‌های ضد دولتی

peaceful riots

شورش‌های مسالمت‌آمیز

mass riots

شورش‌های گسترده

جملات نمونه

the riots broke out after the controversial decision.

غوغای خیابانی پس از تصمیم بحث‌برانگیز آغاز شد.

police were deployed to control the riots in the city.

برای کنترل اغتشاشات در شهر، پلیس اعزام شد.

the government condemned the riots and called for peace.

دولت اغتشاشات را محکوم کرد و خواهان صلح شد.

many businesses were damaged during the riots.

در طول اغتشاشات، بسیاری از مشاغل آسیب دیدند.

witnesses described the chaos of the riots.

شهود هرج و مرج اغتشاشات را توصیف کردند.

riots can lead to significant changes in society.

اغتشاشات می‌تواند منجر به تغییرات قابل توجهی در جامعه شود.

authorities are investigating the causes of the riots.

مقامات در حال بررسی علل اغتشاشات هستند.

the riots spread to several neighborhoods.

اغتشاشات به چندین محله سرایت کرد.

community leaders urged calm after the riots.

رهبران جامعه پس از اغتشاشات از آرامش خواستند.

many people were arrested during the riots.

بسیاری از افراد در طول اغتشاشات دستگیر شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید