ripened

[ایالات متحده]/ˈraɪpənd/
[بریتانیا]/ˈraɪpənd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته کامل از رسیده شدن

عبارات و ترکیب‌ها

ripened fruit

میوه رسیده

ripened cheese

پنیر رسیده

ripened grain

غله رسیده

ripened vegetables

سبزیجات رسیده

ripened seeds

دانه‌های رسیده

ripened crops

محصولات رسیده

ripened berries

توت‌های رسیده

ripened olives

زیتون‌های رسیده

ripened melons

کیوی‌های رسیده

ripened tomatoes

گوجه فرنگی‌های رسیده

جملات نمونه

the fruit has ripened on the tree.

میوه روی درخت رسیده است.

she waited until the grapes were fully ripened.

او صبر کرد تا انگورها کاملاً رسیده شوند.

they harvested the corn once it ripened.

وقتی ذرت رسید، آنها آن را برداشتند.

ripened cheese has a stronger flavor.

پنیر رسیده طعم قوی تری دارد.

the sun helped the crops to ripen quickly.

آفتاب به سرعت رشد محصولات کمک کرد.

he picked the ripened tomatoes from the garden.

او گوجه فرنگی های رسیده را از باغ چید.

ripened bananas are sweeter than unripe ones.

موزهای رسیده از موزهای نارس شیرین تر هستند.

she prefers ripened avocados for her salad.

او ترشیجات رسیده را برای سالاد خود ترجیح می دهد.

the farmer knows when the wheat is ripened.

کشاورز می داند گندم چه زمانی رسیده است.

ripened fruit is more nutritious and tasty.

میوه رسیده مغذی تر و خوشمزه تر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید