ripplings

[ایالات متحده]/'ripliŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ایجاد امواج; صدای خرخر مانند آب در حال جریان.

عبارات و ترکیب‌ها

rippling waves

امواج متلاطم

rippling effect

اثر موجی

rippling water

آب متلاطم

rippling stream

جریان متلاطم

rippling sound

صدای متلاطم

جملات نمونه

fields of grain rippling in the wind.

زمین‌های گندم که در باد موج می‌زنند.

The rippling water in the lake was mesmerizing.

آب متلاطم در دریاچه مسحور کننده بود.

She watched the rippling effect of the wind on the wheat fields.

او به اثر متلاطم باد روی مزارع گندم نگاه کرد.

The rippling muscles on his arms showed his strength.

عضلات متلاطم روی بازوهایش نشان دهنده قدرت او بود.

The rippling sound of the stream was soothing.

صدای متلاطم جریان آب آرامش بخش بود.

The rippling fabric of her dress caught the light beautifully.

پارچه متلاطم لباس او به زیبایی نور را منعکس می کرد.

The rippling laughter of children filled the playground.

خنده های متلاطم کودکان زمین بازی را پر کرد.

The rippling effect of the economic downturn was felt across the country.

اثر متلاطم رکود اقتصادی در سراسر کشور احساس شد.

His speech had a rippling impact on the audience, inspiring them to take action.

سخنرانی او تأثیر متلاطمی بر مخاطبان داشت و آنها را به اقدام تشویق کرد.

The rippling flags along the street added to the festive atmosphere.

پرچم های متلاطم در امتداد خیابان به فضای جشن اضافه شدند.

The rippling leaves on the trees created a calming rustling sound.

برگ های متلاطم روی درختان صدای خش خش آرامش بخشی ایجاد کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید