ritualizing

[ایالات متحده]/ˈrɪtʃʊəlaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrɪtʃuəˌlaɪzɪŋ/

ترجمه

v. چیزی را مراسمی یا آیینی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

ritualizing life

آيين‌گرایی زندگی

ritualizing habits

آيين‌گرایی عادت‌ها

ritualizing time

آيين‌گرایی زمان

ritualizing moments

آيين‌گرایی لحظات

ritualizing practices

آيين‌گرایی روش‌ها

ritualizing experiences

آيين‌گرایی تجربیات

ritualizing connections

آيين‌گرایی ارتباطات

ritualizing transitions

آيين‌گرایی گذارها

ritualizing relationships

آيين‌گرایی روابط

ritualizing emotions

آيين‌گرایی احساسات

جملات نمونه

ritualizing daily practices can enhance mindfulness.

آيينی کردن فعالیت‌های روزانه می‌تواند ذهن‌آگاهی را افزایش دهد.

many cultures focus on ritualizing their life events.

فرهنگ‌های بسیاری بر آيينی کردن رویدادهای زندگی خود تمرکز دارند.

ritualizing family dinners strengthens bonds.

آيينی کردن شام‌های خانوادگی پیوندها را تقویت می‌کند.

she believes in ritualizing her morning routine.

او معتقد است که آيينی کردن روتین صبحگاهی‌اش مفید است.

ritualizing celebrations can create lasting memories.

آيينی کردن جشن‌ها می‌تواند خاطرات ماندگاری ایجاد کند.

they are ritualizing their weekend gatherings.

آنها دورهمی‌های آخر هفته خود را در حال آيينی کردن هستند.

ritualizing self-care is essential for mental health.

آيينی کردن مراقبت از خود برای سلامت روان ضروری است.

he enjoys ritualizing his exercise routine.

او از آيينی کردن روتین تمرینی خود لذت می‌برد.

ritualizing the start of a project can boost motivation.

آيينی کردن شروع یک پروژه می‌تواند انگیزه را افزایش دهد.

they are ritualizing their travel experiences for deeper connections.

آنها تجربیات سفر خود را برای ایجاد ارتباطات عمیق‌تر در حال آيينی کردن هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید