riveted

[ایالات متحده]/'rivitid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

riveted; ازدواج کرده.

عبارات و ترکیب‌ها

riveted steel

اتصال با پرچ

riveted joint

اتصال پرچ‌دار

riveted connection

اتصال با پرچ

riveted construction

ساختمان پرچ‌دار

جملات نمونه

all eyeswere riveted on him.

همه چشم‌ها به او خیره شده بودند.

I was absolutely riveted by herstory.

من کاملاً تحت تأثیر داستان او قرار گرفتم.

My attention was riveted by a slight movement in the bushes.

توجه من به حرکت ملایری در بوته‌ها خیره شده بود.

he was riveted by the newsreels shown on television.

او با فیلم‌های خبری که روی تلویزیون پخش می‌شدند، مجذوب شده بود.

Their eyes were riveted on the speaker.

چشمان آنها به سخنران خیره شده بود.

the linings are bonded, not riveted, to the brake shoes for longer wear.

آسترها به جای پرچ کاری به کفش های ترمز متصل شده اند تا طول عمر بیشتری داشته باشند.

The metal plates used in making ships used to be riveted together, but now they are usually welded.

صفحات فلزی مورد استفاده در ساخت کشتی‌ها قبلاً به هم متصل می‌شدند، اما اکنون معمولاً جوش داده می‌شوند.

No sooner had I crossed their threshold than my eyes were riveted to a young blueeyed beauty with waves of flaxen hair cascading down her white and blue ski jacket.

تا زمانی که از آستانه عبور کردم، چشمانم به دختری جوان با چشمانی آبی و موهای طلایی که از ژاکت اسکی سفید و آبی او سرازیر بود، خیره شد.

As he walked away towards his car she wanted to run after him, but she felt frozen, riveted to the spot.

همانطور که او به سمت ماشینش دور می‌شد، او می‌خواست او را تعقیب کند، اما احساس کرد که منجمد شده و به همان نقطه خیره شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید