roadbed

[ایالات متحده]/ˈrəʊdbɛd/
[بریتانیا]/ˈroʊdbɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پایه یا اساس یک جاده; سطح یک جاده
Word Forms
جمعroadbeds

عبارات و ترکیب‌ها

roadbed construction

ساختمان بستر راه

roadbed stability

پایداری بستر راه

roadbed design

طراحی بستر راه

roadbed materials

مواد بستر راه

roadbed elevation

ارتفاع بستر راه

roadbed drainage

آب‌رسانی بستر راه

roadbed repair

تعمیرات بستر راه

roadbed grading

تراز کردن بستر راه

roadbed inspection

بازرسی بستر راه

roadbed reinforcement

تقویت بستر راه

جملات نمونه

the roadbed needs to be reinforced before the heavy rains.

قبل از باران‌های شدید، نیاز است که بستر ریل تقویت شود.

workers are repairing the roadbed to improve safety.

کارگران در حال تعمیر بستر ریل برای بهبود ایمنی هستند.

the train travels smoothly over the well-constructed roadbed.

قطار به طور روان بر روی بستر ریل به خوبی ساخته شده حرکت می‌کند.

they discovered cracks in the roadbed during inspections.

آنها در حین بازرسی‌ها ترک‌هایی را در بستر ریل کشف کردند.

the roadbed was designed to withstand heavy loads.

بستر ریل برای مقاومت در برابر بارهای سنگین طراحی شده است.

proper drainage is essential for maintaining the roadbed.

سیستم زهکشی مناسب برای حفظ بستر ریل ضروری است.

the roadbed expansion project will take several months.

پروژه توسعه بستر ریل چندین ماه طول خواهد کشید.

he studied the geology to understand the roadbed's stability.

او زمین‌شناسی را مطالعه کرد تا پایداری بستر ریل را درک کند.

new materials are being tested for roadbed construction.

مواد جدید برای ساخت‌وساز بستر ریل در حال آزمایش هستند.

after the flood, the roadbed required significant repairs.

پس از سیل، بستر ریل به تعمیرات قابل توجهی نیاز داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید