rockclimb

[ایالات متحده]/ˈrɒkklɪm/
[بریتانیا]/ˈrɑːkklɪm/

ترجمه

v. به تسلیم کردن کوه‌ها؛ درگیر شدن در تسلیم کوه.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

many beginners learn to rockclimb on indoor walls.

بسیاری از مبتدیان یاد می‌گیرند که روک کلیمبه روی دیوارهای داخلی انجام دهند.

he decided to rockclimb the highest peak in the range.

او تصمیم گرفت تا بالاترین قله در این محدوده را روک کلیمبه کند.

you need specialized shoes to rockclimb efficiently.

برای روک کلیمبه کردن به طور کارآمد، نیاز به کفش‌های ویژه دارید.

they plan to rockclimb in yosemite next summer.

آن‌ها قصد دارند که سال بعد در یوستیمی روک کلیمبه کنند.

it takes years of practice to rockclimb at a professional level.

برای روک کلیمبه کردن در سطح حرفه‌ای، سال‌ها تمرین لازم است.

we taught our children to rockclimb during the vacation.

ما به فرزندانمان در طول تعطیلات یاد دادیم که روک کلیمبه کنند.

do not rockclimb alone without safety gear.

بدون تجهیزات ایمنی، روک کلیمبه کردن به تنهایی را نکنید.

she loves to rockclimb barefoot on small boulders.

او دوست دارد روی سنگ‌های کوچک بدون کفش روک کلیمبه کند.

the group will rockclimb for four hours today.

گروه امروز چهار ساعت روک کلیمبه خواهد کرد.

he rockclimbs every weekend to improve his strength.

او هر هفته یک روز روک کلیمبه می‌کند تا قدرت خود را افزایش دهد.

it is dangerous to rockclimb in wet conditions.

روک کلیمبه کردن در شرایط مرطوب خطرناک است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید