rockfaces

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سطح سنگی شیب‌دار و صاف بر روی یک صخره یا کوه.

عبارات و ترکیب‌ها

climbing the rockface

صعود از دیواره صخره

steep rockface

دیواره صخره شیب‌دار

جملات نمونه

The climbers scaled the steep rockface with determination.

صخره‌نوردان با عزمی راسخ دیواره صخره شیب‌دار را فتح کردند.

She gazed up at the towering rockface in awe.

او با حیرت به دیواره صخره بلندنگریست.

The rockface was covered in colorful moss and lichen.

دیواره صخره با خزه و سرخس رنگارنگ پوشیده شده بود.

The artist painted a beautiful landscape featuring a rugged rockface.

هنرمند منظره‌ای زیبا با دیواره صخره ناهموار نقاشی کرد.

The rockface provided a challenging surface for the climbers to conquer.

دیواره صخره یک سطح چالش‌برانگیز برای فتح صخره‌نوردان فراهم کرد.

The sunlight illuminated the rockface, creating stunning shadows.

نور خورشید دیواره صخره را روشن کرد و سایه‌های خیره‌کننده‌ای ایجاد کرد.

The rockface crumbled under the weight of the falling boulders.

دیواره صخره تحت وزن سنگ‌های در حال سقوط متلاشی شد.

The rockface echoed with the sound of climbers shouting to each other.

دیواره صخره با صدای فریاد صخره‌نوردان به یکدیگر طنین‌انداز بود.

The rockface provided a perfect backdrop for the outdoor concert.

دیواره صخره پس‌زمینه مناسبی برای کنسرت فضای باز فراهم کرد.

The ancient ruins were carved into the sheer rockface of the cliff.

آثار باستانی در دیواره صخره عمودی صخره کنده شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید