bluff

[ایالات متحده]/blʌf/
[بریتانیا]/blʌf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک صخره یا دشت شیب‌دار؛ تلاشی برای فریب دادن کسی به این که باور کند که کسی می‌تواند یا خواهد کاری انجام دهد
vt. تلاش برای فریب دادن کسی به این که باور کند که کسی می‌تواند یا خواهد کاری انجام دهد
vi. تلاش برای فریب دادن کسی به این که باور کند که کسی می‌تواند یا خواهد کاری انجام دهد
adj. صریح؛ شیب‌دار یا ناگهانی

عبارات و ترکیب‌ها

call someone's bluff

فریب کسی را خنثی کردن

bluffing in poker

بلف زدن در پوکر

bluff a rival

حریف را فریب دادن

detect a bluff

تشخیص فریب

bluffing in negotiations

بلف زدن در مذاکرات

cunning bluff

فریب زیرکانه

bluff body

بدن فریبنده

bluff it out

آن را فریب دهید

جملات نمونه

It is not easy to climb a bluff mountain.

صعود از یک کوه تند و خشن آسان نیست.

he's been bluffing all along.

او تمام مدت در حال فریب دادن بوده است.

the object is to bluff your opponent into submission.

هدف این است که حریف خود را به تسلیم وادار کنید.

a big, bluff, hearty man.

مرد بزرگ، درشت و مهربان.

He had a bluff way of speaking.

او روش صحبت کردن درشت و پرطراوتی داشت.

He has a bluff but rather pleasant manner.

او رفتاری درشت اما نسبتاً دلپذیر دارد.

How dare you, old bluffer!

چه جسارتی، فریبکار پیر!

The yard is all snow. He is all bluff and no bite.

حیاط پوشیده از برف است. او فقط فریب است و هیچ نیشی ندارد.

He could bluff his way through any difficulty.

او می‌توانست با فریب از هر مشکلی عبور کند.

Here come the police; do you think we can bluff it out?

اینجا پلیس‌ها می‌آیند؛ فکر می‌کنید می‌توانیم از این طریق فریب دهیم؟

He has a bluff way of speaking, but a kind heart.

او روش صحبت کردن درشت دارد، اما قلبی مهربان دارد.

He is kind and friendly despite his rather bluff manner.

او با وجود رفتار درشتش مهربان و دوستانه است.

Next time she offers her resignation, they’ll call her bluff and accept it.

دوباره وقتی او استعفایش را ارائه دهد، آنها حرفش را امتحان خواهند کرد و آن را قبول خواهند کرد.

Point out that instability destruction of bluff stratum slope has osculating correlation with the rheology character of rock.

اشاره کنید که ناپایداری و تخریب شیب لایه های رسوبی با مشخصه های رژولوژی سنگ همبستگی دارد.

It's queer that he managed to bluff his way through all the difficulties.

عجیب است که او توانست با فریب از پس همه مشکلات برآید.

He bluffed me into believing that his coat was made of tiger skin.

او من را فریب داد تا باور کنم که پالتوی او از پوست ببر ساخته شده است.

His bluff exterior belied a connoisseur of antiques.

ظاهر فریبنده او، یک کارشناس آثار عتیقه را پنهان می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید