rockiness

[ایالات متحده]/ˈrɒkɪnəs/
[بریتانیا]/ˈrɑːkɪnəs/

ترجمه

n. کیفیت سخت یا محکم بودن؛ ثبات یا استحکام؛ حالت قوی یا بادوام بودن؛ بی رحمی یا سختی؛ سردی یا بی تفاوتی؛ دشواری ها یا چالش ها
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

rockiness ahead

چالش‌های پیش رو

embrace rockiness

پذیرش ناهمواری‌ها

navigate rockiness

عبور از ناهمواری‌ها

overcome rockiness

غلبه بر ناهمواری‌ها

accept rockiness

پذیرش ناهمواری‌ها

rockiness of life

ناهمواری‌های زندگی

rockiness in relationships

ناهمواری‌ها در روابط

rockiness experienced

ناهمواری‌های تجربه شده

rockiness during journey

ناهمواری‌ها در طول سفر

rockiness revealed

ناهمواری‌های آشکار شده

جملات نمونه

the rockiness of the path made hiking difficult.

سنگلاخی مسیر پیاده‌روی را دشوار می‌کرد.

despite the rockiness, we managed to reach the summit.

با وجود سنگلاخی، ما موفق به رسیدن به قله شدیم.

the rockiness of their relationship caused many arguments.

سنگلاخی رابطه آنها باعث بروز بحث‌های زیادی شد.

she appreciated the rockiness of the terrain for its beauty.

او سنگلاخی زمین را به خاطر زیبایی‌اش تحسین می‌کرد.

rockiness can be a challenge for new drivers.

سنگلاخی می‌تواند چالشی برای رانندگان جدید باشد.

the rockiness of the economy is concerning for investors.

سنگلاخی اقتصاد نگران سرمایه‌گذاران است.

they navigated the rockiness of the project with patience.

آنها با صبر و حوصله از سنگلاخی پروژه عبور کردند.

his rockiness in the early stages of the career was evident.

سنگلاخی او در مراحل اولیه حرفه آشکار بود.

the rockiness of the conversation made it awkward.

سنگلاخی مکالمه آن را ناخوشایند کرد.

we learned to embrace the rockiness of life.

ما یاد گرفتیم سنگلاخی زندگی را بپذیریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید