rockslides

[ایالات متحده]/ˈrɒk.slaɪd/
[بریتانیا]/ˈrɑːk.slaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توده‌ای از سنگ و خاک که به طور ناگهانی از شیب سقوط می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

rockslide warning

هشدار ریزش سنگ

rockslide risk

خطر ریزش سنگ

rockslide area

منطقه ریزش سنگ

rockslide damage

آسیب ناشی از ریزش سنگ

rockslide incident

حادثه ریزش سنگ

rockslide prevention

جلوگیری از ریزش سنگ

rockslide assessment

ارزیابی ریزش سنگ

rockslide debris

ضایعات ریزش سنگ

rockslide response

واکنش به ریزش سنگ

rockslide control

کنترل ریزش سنگ

جملات نمونه

the rockslide blocked the main road for several hours.

رانش زمین باعث مسدود شدن جاده اصلی به مدت چند ساعت شد.

after the heavy rain, a rockslide occurred in the mountains.

پس از باران شدید، رانش زمین در کوه‌ها رخ داد.

rescue teams were dispatched to help those affected by the rockslide.

تیم‌های امدادی برای کمک به آسیب‌دیدگان رانش زمین اعزام شدند.

the rockslide caused significant damage to nearby homes.

رانش زمین خسارت قابل توجهی به خانه‌های نزدیک وارد کرد.

authorities issued a warning about the risk of a rockslide.

مقامات نسبت به خطر رانش زمین هشدار دادند.

several hikers were trapped due to the sudden rockslide.

چندین کوهنورد به دلیل رانش زمین ناگهانی گرفتار شدند.

the geological survey predicted the possibility of a rockslide.

نظرسنجی زمین‌شناسی احتمال وقوع رانش زمین را پیش‌بینی کرد.

emergency services worked tirelessly after the rockslide.

خدمات اورژانس پس از رانش زمین به طور خستگی‌ناپذیر کار کردند.

residents were evacuated because of the imminent rockslide threat.

به دلیل خطر قریب‌الوقوع رانش زمین، ساکنان تخلیه شدند.

the rockslide revealed ancient fossils embedded in the cliff.

رانش زمین فسیل‌های باستانی را که در صخره تعبیه شده بودند، آشکار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید