| شکل سوم شخص مفرد | rollicks |
| صفت یا فعل حال استمراری | rollicking |
| زمان گذشته | rollicked |
| قسمت سوم فعل | rollicked |
rollick in joy
شادى در شيطنت
rollicking good time
زمان شيطنتآمیز خوب
rollick with laughter
شيطنت با خنده
rollick through life
زندگی با شيطنت
rollicking adventure
ماجراجويي شيطنتآمیز
rollick and play
شيطنت و بازی
rollicking fun
سرگرمی شيطنتآمیز
rollick about
در اطراف شيطنت کردن
rollicking crowd
جمعیت شيطنتآمیز
we rollicked in the park all afternoon.
ما بعد از ظهر در پارک بازی کردیم.
the children rollicked in the waves at the beach.
کودکان در موجهای ساحل بازی کردند.
they love to rollick around during family gatherings.
آنها عاشق بازی کردن در جمعهای خانوادگی هستند.
we had a rollicking good time at the party.
ما در مهمانی خوش گذراندیم.
the dog rollicked in the grass, chasing butterflies.
سگ در چمنها بازی کرد و دنبال پروانهها دوید.
after the rain, the kids rollicked in the puddles.
بعد از باران، بچهها در کنار حوضچهها بازی کردند.
we spent the day rollicking through the fields.
ما روز را در حال بازی در میان مزارع گذراندیم.
they rollicked joyfully as the music played.
آنها با شادی در حالی که موسیقی پخش میشد بازی کردند.
the festival was filled with rollicking laughter.
جشنواره پر از خنده و شادی بود.
on weekends, we often rollick in the countryside.
در آخر هفتهها، اغلب در حومه شهر بازی میکنیم.
rollick in joy
شادى در شيطنت
rollicking good time
زمان شيطنتآمیز خوب
rollick with laughter
شيطنت با خنده
rollick through life
زندگی با شيطنت
rollicking adventure
ماجراجويي شيطنتآمیز
rollick and play
شيطنت و بازی
rollicking fun
سرگرمی شيطنتآمیز
rollick about
در اطراف شيطنت کردن
rollicking crowd
جمعیت شيطنتآمیز
we rollicked in the park all afternoon.
ما بعد از ظهر در پارک بازی کردیم.
the children rollicked in the waves at the beach.
کودکان در موجهای ساحل بازی کردند.
they love to rollick around during family gatherings.
آنها عاشق بازی کردن در جمعهای خانوادگی هستند.
we had a rollicking good time at the party.
ما در مهمانی خوش گذراندیم.
the dog rollicked in the grass, chasing butterflies.
سگ در چمنها بازی کرد و دنبال پروانهها دوید.
after the rain, the kids rollicked in the puddles.
بعد از باران، بچهها در کنار حوضچهها بازی کردند.
we spent the day rollicking through the fields.
ما روز را در حال بازی در میان مزارع گذراندیم.
they rollicked joyfully as the music played.
آنها با شادی در حالی که موسیقی پخش میشد بازی کردند.
the festival was filled with rollicking laughter.
جشنواره پر از خنده و شادی بود.
on weekends, we often rollick in the countryside.
در آخر هفتهها، اغلب در حومه شهر بازی میکنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید