rolypoliness

[ایالات متحده]/rəʊlɪˈpəʊlɪnəs/
[بریتانیا]/roʊliˈpoʊlinəs/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن چرب، گرد یا چاق در شکل.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

full of rolypoliness

پر از رولی‌پولیسیس

rolypoliness personified

شخصیت‌پردازی رولی‌پولیسیس

radiate rolypoliness

تشعشع رولی‌پولیسیس

pure rolypoliness

رولی‌پولیسیس خالص

rolypoliness defined

تعریف رولی‌پولیسیس

charming rolypoliness

جذاب رولی‌پولیسیس

rolypoliness embodied

جسم‌پردازی رولی‌پولیسیس

wholesome rolypoliness

رولی‌پولیسیس سالم

rolypoliness itself

خود رولی‌پولیسیس

irresistible rolypoliness

رولی‌پولیسیس مقاومت‌ناپذیر

جملات نمونه

the sheer rolypoliness of the toddler made him irresistible.

رولی‌پولی بودن نوزاد به طور کامل او را جذاب می‌کرد.

we all celebrated the rolypoliness of the golden retriever puppy.

همه ما رولی‌پولی بودن نوزاد گولدن ریتریور را جشن گرفتیم.

her rolypoliness was accentuated by the puffy winter coat she wore.

رولی‌پولی بودن او توسط کت پشتی فریبکار زمستانی که پوشیده بود، تقویت شد.

the bear's winter rolypoliness indicated a healthy preparation for hibernation.

رولی‌پولی بودن زمستانی خرس نشان دهنده آمادگی سالم برای خواب زمستانی بود.

there is a distinct rolypoliness to pandas that delights zoo visitors.

رولی‌پولی بودن خاصی در گوریل‌ها وجود دارد که بازدیدکنندگان حیات‌وحش را خوشحال می‌کند.

the baker pinched the dough with affection, admiring its rolypoliness.

بیکر با عشق به پریش را فشار داد و رولی‌پولی بودن آن را تحسین کرد.

cartoon characters are often drawn with an exaggerated rolypoliness.

شخصیت‌های کارتونی اغلب با رولی‌پولی بودن بیش از حد رسم می‌شوند.

the kittens fought playfully, tumbling over in their rolypoliness.

کیت‌کیت‌ها بازیگوش به مبارزه پرداختند و در رولی‌پولی بودن خود به چرخاندن می‌پرداختند.

the toy's soft rolypoliness makes it perfect for small hands.

رولی‌پولی بودن نرم این بازی چیزی است که آن را برای دست‌های کوچک کامل می‌کند.

he jokingly attributed his midlife rolypoliness to too many desserts.

او با خنده رولی‌پولی بودن میان‌عمر خود را به بیش از حد دسرها نسبت داد.

the seals slid off the rocks, displaying their blubbery rolypoliness.

سیل‌ها از سنگ‌ها لغزیدند و رولی‌پولی بودن چرب خود را نشان دادند.

grandmothers often pinch cheeks to check for healthy rolypoliness.

مادربزرگ‌ها اغلب چهک‌ها را فشار می‌دهند تا رولی‌پولی بودن سالم را بررسی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید