romanticised

[ایالات متحده]/rəʊˈmæntɪsaɪzd/
[بریتانیا]/roʊˈmæntɪsaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. چیزی را جذاب‌تر یا ایده‌آل‌تر از آنچه هست نشان دادن
vi. در رمانتیسیسم شرکت کردن یا به شیوه‌ای رمانتیک عمل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

romanticised history

تاریخ رمانتیک‌شده

romanticised view

دیدگاه رمانتیک‌شده

romanticised love

عشق رمانتیک‌شده

romanticised ideals

ایده‌آل‌های رمانتیک‌شده

romanticised past

گذشته رمانتیک‌شده

romanticised narrative

روایت رمانتیک‌شده

romanticised culture

فرهنگ رمانتیک‌شده

romanticised landscape

مناظر رمانتیک‌شده

romanticised version

نسخه رمانتیک‌شده

romanticised relationships

روابط رمانتیک‌شده

جملات نمونه

the movie romanticised the idea of love at first sight.

فیلم ایده عشق در نگاه اول را اغراق‌آمیز جلوه داد.

many novels romanticised the lives of historical figures.

بسیاری از رمان‌ها زندگی چهره‌های تاریخی را اغراق‌آمیز جلوه دادند.

she often romanticised her childhood memories.

او اغلب خاطرات دوران کودکی خود را اغراق‌آمیز جلوه می‌داد.

the artist romanticised nature in his paintings.

هنرمند طبیعت را در نقاشی‌های خود اغراق‌آمیز جلوه داد.

they romanticised the struggles of the past.

آنها مبارزات گذشته را اغراق‌آمیز جلوه دادند.

his stories often romanticised the concept of adventure.

داستان‌های او اغلب مفهوم ماجراجویی را اغراق‌آمیز جلوه می‌دادند.

the documentary did not romanticise the harsh realities of war.

مستند واقعیت‌های سخت جنگ را اغراق‌آمیز جلوه نداد.

she tends to romanticise her relationships.

او معمولاً روابط خود را اغراق‌آمیز جلوه می‌دهد.

the novel romanticised the idea of a perfect society.

رمان ایده یک جامعه بی‌نقص را اغراق‌آمیز جلوه داد.

they have romanticised the concept of the american dream.

آنها مفهوم رویای آمریکایی را اغراق‌آمیز جلوه داده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید